<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>طنزهای ملا حسنی</title>
	<atom:link href="http://mollah2.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mollah2.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 11:22:28 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=MU</generator>
	<language>fa</language>
			<item>
		<title>مدارک لازم جهت جنگ اعلام شد:</title>
		<link>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/06/%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af/</link>
		<comments>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/06/%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 11:22:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mollah</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[پراکنده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mollah2.wordpress.com/?p=804</guid>
		<description><![CDATA[








واقعا همه چیز این حکومت مسخره است حتی نحوه جنگیدنش با دشمن.
سردار عین اله باقرزاده رئیس ستاد برگزاری استقبال از جنگ با قدرتهای استکبار جهانی به سرکردگی امریکای جهانخوار هفته پیش اعلام کرد که با هماهنگی‌های انجام شده با برادران زحمتکش قبر کن ٬ قرار است تا پایان سال جاری سیصد هزار واحد قبر آماده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="10" width="80%" align="center">
<tbody>
<tr>
<tr>
<td width="5%"></td>
<td dir="rtl" width="50%" valign="top"><span class="date"></span><br />
<a name="4169217158585482998"></a></p>
<div class="posts" dir="rtl"><a href="http://radiozamaaneh.com/pictures-new/MirfeysalBagherzadeh.jpg"><img style="float:left;cursor:pointer;width:121px;height:152px;margin:0 10px 10px 0;" src="http://radiozamaaneh.com/pictures-new/MirfeysalBagherzadeh.jpg" border="0" alt="" /></a></div>
<div style="text-align:right;"><span style="font-weight:bold;color:#ff0000;"></span></div>
<div style="text-align:right;">واقعا همه چیز این حکومت مسخره است حتی نحوه جنگیدنش با دشمن.<br />
سردار عین اله باقرزاده رئیس ستاد برگزاری استقبال از جنگ با قدرتهای استکبار جهانی به سرکردگی امریکای جهانخوار هفته پیش اعلام کرد که با هماهنگی‌های انجام شده با برادران زحمتکش قبر کن ٬ قرار است تا پایان سال جاری سیصد هزار واحد قبر آماده بهره‌برداری شود. وی در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت: این قبرها برای استفاده خارجی‌های عزیز و سربازان متجاوز تهیه گردیده که بصورت رایگان در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.</p>
<p>اما عین اله این هفته اعلام کرد: مشکل ما اینه که اسم سربازان متجاوز را نمی‌دانیم. بدون دانستن نام و نام خانوادگی آنها چگونه سنگ قبر برایشان سفارش بدهیم؟<br />
اگر میخواهید ما با شما بجنگیم باید اول دستور دهید سربازان متجاوز و داوطلبان گرامی نام و نام خانوادگی و محل تولد و شماره شناسنامه خودشان را با خط درشت و خوانا در پشت دو قطعه عکس سه در چهار بنویسند و همراه یک نسخه فتوکپی از شناسنامه و اصل فیش واریزی ۵۳۰۰ تومان به حساب خزانه به آدرس ما بفرستند. ضمنا عکس‌ها باید بدون عینک و کراوات باشد و برای خانم‌ها حجاب اسلامی نیز رعایت گردد.<br />
ضمنا توجه داشته باشید به مدارک ناقص رسیدگی نخواهد شد.</p>
<p>ستاد برگزاری استقبال از جنگ با قدرتهای استکبار سراسری</p></div>
</td>
</tr>
</tr>
</tbody>
</table>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/mollah2.wordpress.com/804/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/mollah2.wordpress.com/804/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mollah2.wordpress.com/804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mollah2.wordpress.com/804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mollah2.wordpress.com/804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mollah2.wordpress.com/804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mollah2.wordpress.com/804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mollah2.wordpress.com/804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mollah2.wordpress.com/804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mollah2.wordpress.com/804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mollah2.wordpress.com/804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mollah2.wordpress.com/804/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mollah2.wordpress.com&blog=1473753&post=804&subd=mollah2&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/06/%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
	
		<media:content url="http://a.wordpress.com/avatar/mollah-128.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">mollah</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://radiozamaaneh.com/pictures-new/MirfeysalBagherzadeh.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>دلیران تنگستان:</title>
		<link>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d8%af%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%86%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d8%af%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%86%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 16:27:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mollah</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حرفهای جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mollah2.wordpress.com/?p=801</guid>
		<description><![CDATA[یادش بخیر سریال دلیران تنگستان. قبل از انقلاب شبهای چهارشنبه از تلویزیون پخش میشد.
این سریال از آن دسته کارهای هنری بود که هیچ‌گاه فراموشش نخواهم کرد. این سریال تاثیر زیادی در روح و روان من گذاشت و درسهای زیادی را از آن آموختم.

وقتی نیروهای انگلیسی بوشهر را تصرف کردند٬ رئیسعلی دلواری که مردی وطن پرست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><div style="text-align:right;">یادش بخیر سریال دلیران تنگستان. قبل از انقلاب شبهای چهارشنبه از تلویزیون پخش میشد.<br />
این سریال از آن دسته کارهای هنری بود که هیچ‌گاه فراموشش نخواهم کرد. این سریال تاثیر زیادی در روح و روان من گذاشت و درسهای زیادی را از آن آموختم.</div>
<div style="text-align:right;"></div>
<div style="text-align:right;">وقتی نیروهای انگلیسی بوشهر را تصرف کردند٬ رئیسعلی دلواری که مردی وطن پرست بود در صدد جمع‌آوری نفرات جنگی و تشکیل سپاه برآمد ولی این کار به سادگی میسر نشد. حکومت مرکزی نه تنها به آنها کمک نمیکرد بلکه به انها به چشم شورشی نگاه میکرد و برای سرکوب آنها با قشون انگلیس همکاری میکرد.</div>
<div style="text-align:right;"></div>
<div style="text-align:right;">اعیان و خوانین منطقه هم فریب انگلیسی‌ها را خورده بودند و با آنها همکاری میکردند.<br />
افراد زبون و کم مایه که شرایط رشد خود را در آدم‌فروشی می‌دیدند٬ یا برای انگلیس‌ها جاسوسی میکردند یا برای حکومت مرکزی.<br />
مردم عادی هم غرق در فقر و خرافات مذهبی گرفتار بودند و هیچ حرفی را جز آنکه از دهان آخوند دهاتشان بیرون آید قبول نمیکردند.<br />
یک صحنه از آن سریال خیلی جالب بود. رئیسعلی وارد یک حسینیه شد که مردم در حال عزاداری ایام عاشورا بودند و داشتند سینه میزدند. رئیسعلی بالای پله‌های حسینیه قرار گرفت و با صدای بلند گفت: ای مردم! بجای انکه بر سر و سینه خود بزنید و برای ماجرای هزار و چهارصد سال پیش گریه کنید به پا خیزید و اسلحه برگیرید که دشمن بر خاک و ناموس شما مسلط شده برخیزید که کار شما بدتر از کار لشگر یزید است. مردم همچنان سینه میزدند و مثل این بود که اصلا آن حرفها را نمی‌شنوند.</p>
<p>نکته خیلی جالب‌تر این داستان٬ وجود یک آلمانی بود که به کمک مردم تنگستان آمده بود. او با داشتن اطلاعات مفیدی از قوای انگلیسی‌ها٬ مشاور خوبی برای رئیسعلی و دوستانش بود. آنروزها هم بین دوستان و یاران رئیسعلی بر سر استفاده و یا عدم استفاده از کمک یک خارجی برای رسیدن به پیروزی ٬ بحث و کشمکش‌های فراوانی درگرفت.<br />
یک عده از همان آدمهای پست و زبون که در خفا با دولت مرکزی روابطی داشتند و برای آنها جاسوسی میکردند مخالف استفاده از کمکهای آن آلمانی بودند. میگفتند: ما خودمان جلوی انگلیس‌ها می ایستیم و نیازی به کمکهای یک کافر و مجوس آلمانی نداریم. این در حالی بود که اصلا اعتقادی به مبارزه نداشتند.</p>
<p>دقیقا مثل این روزها. یک عده آدم پست و زبون که فقط دنبال منافع شخصی خود هستند و اصلا به آزادی و دمکراسی اعتقادی ندارند٬ منتظرند ببینند چه کسی مورد حمایت‌های خارجی قرار میگیرد٬ آنوقت بوق و کرنا راه می‌اندازند که بعله. فلانی خودش را به استکبار جهانی امریکا و صهیونیسم بین الملل فروخت. یا از هلندی‌ها پول گرفت و &#8230;<br />
روزنامه کیهان و همکارانش در خارج کشور را ببینید. آدم یاد آن صحنه‌های سریال دلیران تنگستان می‌افتد.</p>
<p>نکته آخری که از این سریال به یاد دارم به ماجرای ترور رئیسعلی دلواری مربوط میشود. رئیسعلی دلواری را سربازان انگلیسی نکشتند٬ سربازان حکومت مرکزی هم او را نکشتند بلکه رئیسعلی دلواری توسط یکی از همین آدمهای فرومایه و کم عقل کشته شد. اسمش حسینعلی بود. حسینعلی نمیدانم چی چی.<br />
تاریخ ایران همیشه پر بوده از این آدم‌های پست و فرومایه که بخاطر منافع کوتاه مدت خود حاضر به همه نوع پستی و خفت میشوند. این نوع آدم‌ها دلشان نه برای وطن میسوزد نه به مرام و مسلکی اعتقاد درست و حسابی دارند٬ نه برایشان دشمن خارجی مطرح است نه فقر و بدبختی مردم و ظلم و ستم نظام حاکم برایشان مهم است و نه هیچ چیز دیگر. فقط و فقط منافع شخصی و کاسب کاری. اگر دشمن خارجی پول بیشتری بدهد برای او کار میکنند و اگر دشمن داخلی وعده و وعید بهتری بدهد سنگ آن را به سینه میزنند و گاهی به هردو سرویس میدهند!<br />
اگر این سریال را پیدا کردید یک بار دیگر آنرا نگاه کنید. بدرد این روزها میخورد.</p></div>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/mollah2.wordpress.com/801/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/mollah2.wordpress.com/801/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mollah2.wordpress.com/801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mollah2.wordpress.com/801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mollah2.wordpress.com/801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mollah2.wordpress.com/801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mollah2.wordpress.com/801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mollah2.wordpress.com/801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mollah2.wordpress.com/801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mollah2.wordpress.com/801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mollah2.wordpress.com/801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mollah2.wordpress.com/801/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mollah2.wordpress.com&blog=1473753&post=801&subd=mollah2&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d8%af%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%86%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
	
		<media:content url="http://a.wordpress.com/avatar/mollah-128.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">mollah</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>من اگر خدا بودم:</title>
		<link>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d9%85%d9%86-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/</link>
		<comments>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d9%85%d9%86-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 00:17:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mollah</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[پراکنده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mollah2.wordpress.com/?p=800</guid>
		<description><![CDATA[
من میخواهم وقتی که بزرگ شدم٬ خدا بشوم و اوضاع جهان را سر و سامان بدهم. بنظر من اداره جهان هستی با روشهای عهد بوق دیگر جواب نمیدهد و باید از تکنولوژی روز استفاده کرد.
قصد دارم از روزی که خدا شدم همه ملائک را از عرش الهی بیرون کنم و بجای آنها یک کامپیوتر قوی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p><span style="font-weight:bold;color:#ff0000;"></span></p>
<p>من میخواهم وقتی که بزرگ شدم٬ خدا بشوم و اوضاع جهان را سر و سامان بدهم. بنظر من اداره جهان هستی با روشهای عهد بوق دیگر جواب نمیدهد و باید از تکنولوژی روز استفاده کرد.<br />
قصد دارم از روزی که خدا شدم همه ملائک را از عرش الهی بیرون کنم و بجای آنها یک کامپیوتر قوی بعنوان سِرور نصب و راه اندازی نمایم. یک سیستم نت ورکینگ که توسط نرم‌افزاری جامع ساپورت میشود را از شرکت ماکروسافت میخرم و توی کامپیوترم نصب میکنم.<br />
بعد میام بایاس مدیریت جهانی را آبدیت میکنم تا دیگر شاهد ناهمگونی در نظام طبیعت و بروز حوادث غیر مترقبه نباشیم. الان این سیستم آپدیت نیست و درست کار نمیکند . مثلا مردم در ایران نماز باران میخوانند تا شاید چند قطره باران ببارد و مردم از بی‌آبی هلاک نشوند ولی با کمال تعجب می‌بینیم نه تنها در آنجا بارانی نمی‌بارد بلکه زاینده رود هم خشک میشود. از آن بدتر٬ گاهی این سیتم قاطی پاتی عمل میکند. مثلا مردم در ایران و افغانستان نماز باران میخوانند٬ ولی دعایشان در کانادا و اروپا مستجاب میشود. این روزها اینقدر توی تورنتو باران می‌آید که مردم کلافه شده‌اند. زندگی‌ مردم در اینجا شده لجن از بس باران میاد. کار ما در اینجا این شده که هرروز به فامیل و دوست و آشنایانمان در ایران زنگ بزنیم و از آنها خواهش کنیم که دیگر اینقدر نماز باران نخوانند ما اینجا خیس شدیم.</p>
<p>بنابر این باید «بایاس» این سیستم را  آپدیت کرد و از ورژن بالا استفاده نمود.<br />
مرحله بعد این است که باید همه ویروس‌ها و فایل‌های بدرد نخور و مزاحم را از این سیستم دیلیت نمود تا دیگر شاهد «هنگ» شدن آن نباشیم.<br />
برای این کار من قصد دارم تمام آخوندها٬ کشیش‌ها٬ خاخام‌ها٬ موبدان و بقیه کسانی که به نام خدا و دین و مذهب دکان باز کرده‌اند و باعث اختلاف و دشمنی و کینه بین بندگان عزیز میشوند را منتقل کنم به یکی از سیارات دورافتاده تا در آنجا اینقدر به سر و کله هم بزنند تا خسته شوند.<br />
مرحله بعدی بهینه کردن سیستم پرداخت و دریافت بندگان است. این که اینجوری صحیح نیست که مثلا یکنفر کار خوبی بکند و یک عمر منتظر پاداش آن عمل خیر بنشیند و بعد از مرگش آن پاداش را به او بدهند. باید سرعت سیستم بالا باشد. بالاتر از هزار مگا بایت در ثانیه.<br />
ارتباط همه بندگان با خدا باید بوسیله بلوتوث باشد تا دعاها زودتر مستجاب شود و پاداش کارهای خوب زود و سریع پرداخت شود. مثلا اگر کسی کار خوبی انجام داد فورا یک اس ام اس به خدا بزند که : خدا جان! من امروز یک کار خیری انجام دادم. فورا یک حوری رد کن بیاد!<br />
خدا هم ظرف کمتر از چند دهم ثانیه یک حوری بیاندازد بغل طرف.<br />
به این میگن مدیریت! نه اینکه فس فس کنی و پاداش بنده‌ها را اینقدر دیر بدهی که طرف دیگر پیر شده باشد و حوری و اینجور چیزها بدردش نخورد و نتواند کاری با آنها بکند.</p>
<p>مرحله بعدی این است که یک وبلاگ میزنم به‌نام وبلاگ خدا. همه بندگان باید روزی ۵ بار به آن سر بزنند تا کانتر وبلاگ ما سر بزند به فلک. همه باید به وبلاگ ما لینک بدهند و الا خبری از حوری و اینجور چیزا نیست.<br />
البته قصد دارم توی همان وبلاگ هم طنز بنویسم چون عقیده دارم خدا باید خوش اخلاق باشد و خنده رو .<br />
و کسی را بخاطر شوخی کردن سوسک نکند!</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/mollah2.wordpress.com/800/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/mollah2.wordpress.com/800/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mollah2.wordpress.com/800/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mollah2.wordpress.com/800/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mollah2.wordpress.com/800/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mollah2.wordpress.com/800/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mollah2.wordpress.com/800/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mollah2.wordpress.com/800/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mollah2.wordpress.com/800/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mollah2.wordpress.com/800/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mollah2.wordpress.com/800/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mollah2.wordpress.com/800/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mollah2.wordpress.com&blog=1473753&post=800&subd=mollah2&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mollah2.wordpress.com/2008/07/05/%d9%85%d9%86-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
	
		<media:content url="http://a.wordpress.com/avatar/mollah-128.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">mollah</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پازل توسعه در جمهوری اسلامی:</title>
		<link>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/28/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/</link>
		<comments>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/28/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Jun 2008 01:13:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mollah</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حرفهای جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mollah2.wordpress.com/?p=799</guid>
		<description><![CDATA[
در ادامه نوشته قبلی و در پاسخ به این سوال که چرا وضع ما اینقدر قارش میش است سه نظریه یا سه دیدگاه قابل طرح است:
۱- بعضی معتقدند که اصولا بوجود آوردن کمبودهای معیشتی در زندگی مردم ایران طی سالهای اخیرعمدی است و خواست حکومت است. آنها میگویند اگر اوضاع مردم روبراه شود و مردم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:right;"><span style="font-weight:bold;color:#ff0000;"></span></p>
<p>در ادامه نوشته قبلی و در پاسخ به این سوال که چرا وضع ما اینقدر قارش میش است سه نظریه یا سه دیدگاه قابل طرح است:</p>
<p>۱- بعضی معتقدند که اصولا بوجود آوردن کمبودهای معیشتی در زندگی مردم ایران طی سالهای اخیرعمدی است و خواست حکومت است. آنها میگویند اگر اوضاع مردم روبراه شود و مردم غم نان و آب و برق و گاز و بنزین و سیب زمینی و تاید و شکر و &#8230; نداشته باشند فورا بفکر داشتن استانداردهای زندگی مدنی می‌افتند و حرفهایی میزنند که نباید بزنند و کارهایی میکنند که پایه‌های حکومت را خواهد لرزاند. پس بابد همیشه آنها را توی این وضعیت نگه داشت.<br />
این دیدگاه بیشتر در بین افراد سالخورده ایرانی رواج دارد. مخصوصا در بین بازنشسته گان لشگری و کشوری که این روزها در پارکها دور هم جمع میشوند و اوضاع ایران و جهان را تحلیل میکنند.<br />
خداوند این بازنشسته گان عزیز را برای مامان شان حفظ کند!</p>
<p>۲- عده دیگری که تعدادشان هم کم نیست میگویند: اراده حکومت و دست‌اندرکاران این است که کمبودهای اولیه زندگی مردم را رفع کنند و اوضاع مردم را از این وضعیت مشقت بار بیرون بکشند. آنها هم میخواهند وضع مردم خوب شود ولی مشکل اینجاست که این کاره نیستند و مدیریت کردن بلد نیستند.<br />
این دیدگاه مخصوص کسانی است که سابقه اجرایی و مدیریتی در داخل کشور نداشته و محدوده اطلاعاتشان در قلمرو روزنامه ها و اینترنت و حرفهای رادیو و تلویزیون است. آنها عملا وارد سیستم اجرایی کشور نشده اند تا ببینند چه موانعی بر سر طرح های مفید و ملی بوجود می آورند و چگونه تلاشهای افراد وطن پرست را خنثی میکنند. اینها ممکن است با عملکرد ضعیف احمدی نژاد مخالف باشند ولی امیدوارند توی همین سیستم و توی همین ضوابط فرد لایقی پیدا شود و اوضاع را سر و سامان دهد.<br />
خدا انشالله این عده را شفای عاجل عنایت فرماید!</p>
<p>۳- عده دیگری هم هستند که میگویند مشکلات زندگی مردم ایران عمیق تر از این حرفهاست و آمدن و رفتن تقی یا نقی و یا لیاقت داشتن و نداشتن ایکس و ایگریگ٬ تفاوت چشمگیری در امورات مردم رخ نخواهد افتاد. ایران یک کشور جهان سومی است و حل این مشکلات و عوض شدن اوضاع مردم بستگی به تغییر ساختارهای بنیادین دارد. معتقدان این نظریه میگویند توسعه و آبادانی کشور نیازمند داشتن یک «جهان بینی باز و آزاد» است. کشورهایی که هنوز درقید و بند کنترل بند تنبان مردم خودشان و محتویات درونی آن گرفتارند چگونه خواهند توانست جهانی فکر کنند و اندیشه جهانی داشته باشند و همراه و هم سرعت توسعه جهانی باشند؟<br />
بگذارید یک مقدمه دیگری بگویم و بعد دوباره برمیگردیم به همین بحث:</p>
<p>فکر کنم همان سالهای ابتدایی ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که یک گروه تحقیقاتی گزارشی از پیش بینی وضعیت بیکاری و نابسامانی‌های اجتماعی ایران در ده سال آینده را به شورای اقتصاد ارائه دادند. در آن گزارش آنها محاسبه کرده بودند باتوجه به نرخ رشد جمعیت در ایران و همچنین جوان بودن ترکیب جمعیتی٬ هرساله بیش از یک میلیون نفر به جمعیت بیکاران کشور اضافه میشود و در سالهای بعدی این رقم همچنان رشد صعودی خواهد داشت. همه اینها شغل میخواهند. مسکن میخواهند. امکانات شهری و آب و برق و گاز و خورد و خوراک می‌خواهند&#8230;.<br />
آنها حساب کرده بودند که اگر دولت میخواهد در آینده دچار کمبودها و بحران‌های اجتماعی نشود باید امکانات و شرایطی را بوجود آورد تا حدااقل سیصد میلیارد دلار در در همان سالهای ابتدایی سرمایه گذاری شود. این رقم در زمانی بود که قیمت نفت در آن زمانها کمتر از ده دلار بود و درامد سالانه کشور کمتر از بیست میلیارد دلار. بنابر این تامین سیصد میلیارد دلار فقط یک راه داشت و ان هم جلب سرمایه های خارجی بود. اما جلب سرمایه خارجی با ماهیت رفتاری این حکومت دو موضوع متنافر هستند. نمیشود هم به دنیا فحش داد و هم انتظار داشت که جهان با ما تعامل خوبی داشته باشد.<br />
آن گزارش تحقیقاتی در همان زمان به جایی نرسید و به زباله دانی تاریخ انداخته شد. دلیلش هم روشن است. ساختار جهان ستیزی این حکومت آفت جذب سرمایه های خارجی و مشارکت بین المللی است.<br />
تا زمانی که این وضعیت هست خبری از توسعه نخواهد بود و مردم ما همیشه گرفتار تامین نخود و لوبیا و قند و شکر و دیگر مایحتاج اولیه خواهند ماند.<br />
این ادعا را از روی بغض و نفرت از حکومت جمهوری اسلامی نمیگویم. واقعا به این باور رسیده ام که مشکلات مردم در زیر سایه این حکومت حل نخواهد شد و اگر روزی این مشکلات حل شود قطعا حکومت ایران ماهیتی متفاوت با حکومت فعلی است.</p>
<p>بنظر من شرایط کنونی وضعیت فعلی ایران در بدترین وضعیت طی نیم قرن اخیر قرار گرفته. شیرازه کارها از هم پاشیده شده و عنان مقابله با بحران‌های معیشتی مردم از دست آقایان خارج شده است. به همین خاطر است که باوجودیکه قیمت نفت از ده پانزده دلار به یکصد و بیست دلار هم رسیده٬ نه تنها اوضاع مردم خوب نشده بلکه بدتر هم شده.</p>
<p>کنار رفتن احمدی‌نژاد و یا آمدن نفر بعدی هم نمی‌تواند این کمبودها و بحران‌ها را علاج کند. بعضی اصرار دارند کاسه و کوزه همه این مشکلات و کمبودها را سر کابینه احمدی نژاد بشکنند. این مشکلات و عقب ماندگی ایران از کشورهای دیگر چیزی نیست که با رفتن احمدی نژاد و امثال او حل شود.<br />
حکومتی میتواند این وضع را عوض کند که قادر باشد چنان وجهه‌ای از ایران بسازد که امکان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران فراهم شود. صاحبان سرمایه ازآدانه بیایند و بروند و دورنمای خوبی از آینده را برای آنان ایجاد نماید.</p>
<p>ببینید همه کشورهایی که قبلا وضعیت اقتصادی وخیمی داشتند و الان به مرحله رشد و قابل قبولی رسیده‌اند ٬ در انتخاب مسیرشان یک نقطه اشتراک داشته اند و آن چیزی نیست جز باز کردن درهای کشورشان برای سرمایه‌گذاری و تعامل با کشورهای جهان.</p>
<p>مثلا شما چین را ببینید. سی چهل سال قبل٬ چین کشوری بود که رهبران آن مثل مسولین جمهوری اسلامی فکر میکردند. همیشه در حال دشمنی با دیگر کشورها و مقابله با تهاجم فرهنگی و اینجور مزخرفات بودند. نتیجه آن سیاستهای بسته چیزی جز فقر و فلات جمعیت یک میلیاردی آن نبود. وضعیت چین آنقدر خراب بود که بزرگترین مشکلش تامین خوراک برای زنده ماندن مردم بود.<br />
اما از زمانی که درهای کشور را برروی دنیا باز کردند٬ و از دشمنی با این و آن دست کشیدند و با دنیا آشتی کردند٬ سیل سرمایه بسوی چین روان شد و الان کار بجایی رسیده که کمتر کالایی را شما میتوانید پیدا کنید که ساخت چین نباشد. ممکن است هنوز مشکلاتی داشته باشند ولی وضعیت شان درحال توسعه است و مسیر انتخابی شان درست و امیدوار کننده است.<br />
همین امارات را ببینید. امارات فقط با پول نفت نبود که به اینجا رسید. داشتن فکر آزاد و اقتصاد آزاد بود که باعث جلب سرمایه ها از دور و نزدیک گردید. مالزی و ترکیه و هند و حتی بعضی از کشورهای افریقایی نیز در مسیر خوبی قرار گرفته اند و آینده خوبی خواهند داشت.<br />
ما فکر میکنیم اگر درهای مملکت را به روی دنیا باز کنیم٬ خارجی‌ها ما را میخورند. درصورتیکه اینطور نیست. استقلال و عزت یک کشور در گرو تامین وضعیت معیشتی مردم و فراهم کردن زمینه رشد و فعالیت مردمان آن کشور است. با حرف و شعار و چرت و پرت گفتن که استقلال و اقتدار ملی محقق نمیشود.<br />
اما چرا این کار در جمهوری اسلامی محقق نمیشود؟<br />
چون که اینها وجهه بین المللی ندارند. سرمایه‌گذار مغز خر نخورده است که سرمایه‌اش را در جایی بیاورد که از همان بدو ورودش به او تذکر بدهند که حجابت را درست کن. کراواتت را باز کن. دکمه‌ات را ببند. کفش پاشنه بلند نپوش و بقیه چیزهایی که شما بهتر از من میدانید.<br />
اما باوجود همه این چیزهایی که گفتم بعنوان یک ایرانی به آینده ایران بسیار امیدوارم. دلیل امیدواری ام روند تحول جهانی است. تحولات ارتباطی جهانی آنقدر سریع و پرقدرت است که کل دنیا را به حرکت درخواهد آورد .همه ما سرنشنان یک چرخ و فلک خواهیم بود و خواسته یا ناخواسته با سرعت جهانی حرکت و زندگی خواهیم کرد.<br />
در قرن بیست و یکم چیزی به نام دخالت مذهب در حکومت یک جوک بی مزه است. هیج قدرتی نمیتواند به مدت طولانی نسل امروز را از داشتن یک زندگی آزاد محروم کند. دوران ایزوله کردن مغز مردم بسر آمده و عرصه بر حکومتهای دیکتاتور تنگ شده است و آنها مجبور خواهند شد تن به تغییرات مطابق خواست مردم بدهند والا از گردونه این چرخ و فلک به بیرون پرت خواهند شد.</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/mollah2.wordpress.com/799/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/mollah2.wordpress.com/799/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mollah2.wordpress.com/799/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mollah2.wordpress.com/799/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mollah2.wordpress.com/799/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mollah2.wordpress.com/799/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mollah2.wordpress.com/799/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mollah2.wordpress.com/799/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mollah2.wordpress.com/799/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mollah2.wordpress.com/799/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mollah2.wordpress.com/799/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mollah2.wordpress.com/799/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mollah2.wordpress.com&blog=1473753&post=799&subd=mollah2&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/28/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
	
		<media:content url="http://a.wordpress.com/avatar/mollah-128.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">mollah</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ای ملت خاموش! «خاموشی» حق تو نیست.</title>
		<link>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/22/%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4-%c2%ab%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c%c2%bb-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/22/%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4-%c2%ab%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c%c2%bb-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jun 2008 00:12:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mollah</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حرفهای جدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mollah2.wordpress.com/?p=798</guid>
		<description><![CDATA[
راستش الان که دارم که جملات را می‌نویسم بااکراه و وسواس می‌نویسم. چون میدانم حتما عده‌ای کوتاه فکر پیدا خواهند شد تا بگویند: تو خودت رفتی توی خارج کشور نشستی و از دور میگی لنگش کن!
بنابراین برای اینکه این بهانه را از دیگران بگیرم بنا دارم فقط به نقل تجربیات و باورهایم بسنده کنم و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><div style="text-align:right;"><span style="font-weight:bold;color:#ff0000;"></span></p>
<p>راستش الان که دارم که جملات را می‌نویسم بااکراه و وسواس می‌نویسم. چون میدانم حتما عده‌ای کوتاه فکر پیدا خواهند شد تا بگویند: تو خودت رفتی توی خارج کشور نشستی و از دور میگی لنگش کن!<br />
بنابراین برای اینکه این بهانه را از دیگران بگیرم بنا دارم فقط به نقل تجربیات و باورهایم بسنده کنم و کاری به لنگ و ران و باسن حکومت نداشته باشم. مردم خودشان میدانند که لنگش کنند یا نکنند.<br />
ابتدا بگذارید یک خاطره‌ای را برایتان نقل کنم:<br />
پارسال رفته بودم جزیره قشم. یک روز عصر به همراه چند تن از دوستان روی نیمکتهای چوبی یک قهوه‌خانه کنار ساحل نشسته بودیم و جای شما خالی قلیان میکشیدیم و گپ میزدیم.<br />
پیرمرد صاحب قهوه‌خانه که مرد خوش بیان و خوش اخلاقی بود را هم دعوت کردیم کنار ما بنشیند و از اوضاع خودش و وضعیت قشم و مقایسه‌اش با امارات حرف بزند.<br />
بعد از کمی شوخی و بگو بخند٬ صحبت پیر مرد به اینجا رسید:</p>
<p>« همین امارات را می‌بینید. برادر دوقلوی قشم است! خاکش یکی است. هوایش یکی است. آبش هم یکی است. ولی یکی اینطوری پیشرفت کرده ودیگری اینطوری مثل بیابان برهوت ول شده. یکی شده مرکز تجاری خاورمیانه و دیگری شده مرکز قاچاق و کارهای خلاف. چرا پسران من برای امرار معاش باید قشم را ترک کنند و به دوبی بروند و نوکری عربها را بکنند؟<br />
شما شاید باور نکنید ولی حقیقت دارد. همین پنچاه شصت سال پیش٬ اوضاع عربهای امارات آنقدر خراب بود و مردمش آنقدر فقیر بودند که معمولا با همین لنج‌های قراضه به قشم و بندر عباس می‌آمدند و چند تا گونی نان خشک و لباسهای کهنه را بار میزدند و به دوبی می‌بردند. حالا برو ببین وضع آنها چجور شده و وضع ما به کجا رسیده!&#8230;»</p>
<p>راستش نمیدانم حرفهای آن پیرمرد چقدر درست و یا غلط است ولی هرچه که هست٬ باعث به فکر فرو رفتن من و همراهانم شد.<br />
راستی چرا ما ظرف کمتر از پنجاه شصت سال اینقدر عقب افتاده‌ایم؟ چرا دیگران اینقدر جلو زدند؟<br />
چرا مشکلات ابتدایی جامعه ما هیچوقت حل نمیشود؟ چرا همیشه توی همان پله اول زندگی یعنی تامین مایحتاج اولیه مثل آب و برق و نان و سوخت و وسایل تامین سرما و گرما مانده‌ایم؟<br />
زندگی توی ایران اصلا شبیه یک زندگی در قرن بیست و یکم نیست. همه چیز بستگی به نیروهای ماوراء‌الطبیعه دارد.بجای برنامه ریزی در کارها نماز باران میخوانیم. هیچ قانون علمی و یا برنامه حساب شده‌ای وجود ندارد. همه چیز الله بختکی است.<br />
اگر یک سال باران کم ببارد٬ کمبود آب مردم را به مرز هلاکت نزدیک میکند. بخاطر کمی باران میوه و ارزاق عمومی گران میشود. برق قطع میشود. کارهای تولیدی مختل میشود. وقت و عمر مردم توی ترافیک و صف نانوایی و بانک و غیره و غیره بیش از پیش تلف میشود.<br />
و اگر یک سال باران زیاد ببارد٬ سیل جاری میشود. رودخانه ها طغیان میکند. زمینهای کشاورزی صدمه می بیند. قیمت محصولات کشاورزی افزایش پیدا میکند. خانه‌ها خراب میشوند. افراد زیادی بی‌خانمان میشوند و روزگار مردم دوباره به مشقت می افتند.<br />
.<br />
باوجودیکه مقام نخست یا دوم را در معادن گازی داریم٬ ولی در زمستانها مشگل کمبود گاز داریم و زن و بچه مردم باید در سرمای زمستان به زحمت بیفتند.<br />
با وجودیکه دومین تولید کننده نفت هستیم ولی وارد کننده بنزین‌ایم.<br />
هیچ چیز ی سر جای خودش نیست. یک آشفته بازاری درست شده که بیا و ببین.<br />
من فقط نق نمیزنم. راه بیرون رفتن از این وضعیت را هم تا جایی که عقل و تجربه‌ام اجازه میدهد بیان خواهم کرد. منتظر باشید.</p></div>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/mollah2.wordpress.com/798/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/mollah2.wordpress.com/798/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mollah2.wordpress.com/798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mollah2.wordpress.com/798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mollah2.wordpress.com/798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mollah2.wordpress.com/798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mollah2.wordpress.com/798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mollah2.wordpress.com/798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mollah2.wordpress.com/798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mollah2.wordpress.com/798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mollah2.wordpress.com/798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mollah2.wordpress.com/798/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mollah2.wordpress.com&blog=1473753&post=798&subd=mollah2&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mollah2.wordpress.com/2008/06/22/%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4-%c2%ab%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c%c2%bb-%d8%ad%d9%82-%d8%aa%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
	
		<media:content url="http://a.wordpress.com/avatar/mollah-128.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">mollah</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>