ما سی سال از بقیه کشورها جلوتریم:

ما اگر در هر زمینه‌ای از دنیا عقب‌تر باشیم٬ لااقل در یک چیز ٬جلوتریم و آن هم سابقه مبارزه با امپریالیسم و دشمنی با صهیونیسم است.
ما ایرانیان سی سال پیش همان شعارهایی را می‌دادیم که امروز بعضی از تازه به دوران رسیده‌ها در کشورهای خارجی میدهند.
سی سال پیش خیال میکردیم که اگر توی خیابان‌ها بریزیم و علیه امریکا و اسرائیل شعار بدهیم و پرچم آنها را آتش بزنیم٬ آنها از بین می‌روند و از شرشان راحت می‌شویم. خیال میکردیم با ریختن یک سطل آب اسرائیل غرق شده و از روی نقشه حذف میشود.
بخوبی بخاطر دارم که سی سال پیش اعلام کردند اگر محصولات امریکایی را تحریم کنیم٬ اقتصاد امریکا شکست میخورد و حالش جا می‌آید. غافل از اینکه بودجه یک ایالت کوچک امریکا چند برابر بودجه سالانه کشور ما بود.
ما اینقدر در مبارزه با امپریالیسم پیشروی کردیم که حتی از دیوار سفارت امریکا بالا رفتیم و آنها را گروگان گرفتیم.
حالا بعد از بیست – سی سال فهمیدیم (دور از شما ) عجب غلطی کردیم! چه افکار انقلابی مزخرفی داشتیم. چه دشمنی‌ها و آرمان‌های دور از عقلی داشتیم. هنوز داریم تاوان شعارهای نسنجیده آن زمان خودمان را می‌دهیم. واقعیات آن‌گونه نبود که ما تصور می‌کردیم.

اکنون بعد از آن همه فراز و نشیب٬ اکثریت مردم ایران از نظر تجربه سیاسی٬ سی سال جلوتر از بقیه هستند. آنها مزه دخالت دین در سیاست را چشیده‌اند. آنها زمامداری عالمان دینی و نمایندگان خدا بر روی زمین را تجربه کرده‌اند. اگر نسل جوان در کشورهای اروپایی و امریکا تازه به فکر حمایت از فلسطینی‌ها افتاده‌اند و هنوز دارند روی این بحث می کنند که آیا حق با حماس است یا با اسرائیل٬ مردم ما سوزش شلاق اربابان و حامیان حماس را سالها بر گرده خود احساس کرده‌اند.
مردم ما بهتر از دیگران میدانند حماس یعنی چه و پشت فریادهای الله اکبرها و نقاب‌های سیاه چه افکار و چه رفتارهایی نهفته است. مردم دنیا ممکن است این چیزها را ندانند ولی ایرانی‌ها با گوشت و پوست و استخوان خود آنها را لمس کرده‌اند.

البته یک نکته را نباید غافل شد و آن اینکه رهبران مملکت ما به اندازه هزار و چهارصد سال از دنیا عقب‌ترند و هنوز توی حال و هوای دوران صدر اسلام زندگی میکنند.
در نتیجه این سی سال جلو افتادن ما از دنیا یعنی کشک!

42 پاسخ

  1. دقیقا

  2. خوب پدر من مردم اونجا هم طعم شلاق صهیونیستها و اربابان اونها رو احساس کرده اند. فکر کردی سوزش شلاق اربابان صهیونیسم از شلاق اربابان حماس کمتره؟ نه عزیز جان, نه پدر جان کمتر نیست هیچ خیلی هم بیشتره. برای همین هم هست که دولت ما از حماس حمایت میکنه و مردم ما از اسراییل. دولت اونها هم از اسراییل حمایت میکنه و مردم اونها از حماس. نکنه فکر کردی مردم دنیا از فریاد الله اکبر خوشششون اومده یا از نقابهای ناناز عزالدین قسام؟ اصلا نمی فهمن اینها یعنی چی. اما می فهمن صهیونیسم, سرمایه داری و فئودالیسم جدید یعنی چی. خوب هم می فهمن. میفهمن 90 درصد سرمایه جامعه دست 7 درصد سرمایه دارها باشه و هر سال بیشتر بشه یعنی چی. ما هم می فهمیم اومدیم درستش کنیم بدتر شد.

  3. ملا بازم سلام. اين روزا از حماس و فلسطين و امريكا و اسرائيل اينقدر شنيدم كه روم به ديوار حالم بهم خورده، ولي مي خواستم بگم انقلاب (از نوع اسلاميش) اگه هر بدي داشته باشه يه خوبي بزرگ داره و اون اينه كه فهميديم دين و حكومت ديني فقط به درد زمان پيامبر مي خوره و بس.
    اميدوارم كه همه فهميده باشيم.

  4. با سلام خدمت همه دوستان
    بنده زياد با فرمايشات آقا مهدي موافق نيستم،‌ چون تا اونجائيكه ميدونم دولتمردان اروپائي و آمريكائي ازهر فرقه وحتي اسرائيلي، هر حرامزاده بازي كه دربياورند براي تامين منافع كشور و شهروندان خودشان است ولو اينكه به قيمت ظلم واجحاف واستعمار كشورهاي ديگر باشد.ضمنا برقراري هرگونه رابطه كاري و حمايتي با هركشوري را براساس تامين منافع طرفين صورت ميدهند و مثل اربابان كشورما نيستند كه ميان اينهمه كشورمتمدن و پيشرفته بدنبال برقراري ارتباط با كشورهاي گدا و آويزون و پردردسر باشند و از شكم مردم گرسنه ايران ببرند و به يكمشت گداي كون گشاد كمك بلاعوض و اسلحه بدهند كه عاقبتش بشود اين.
    اگه يك اسرائيلي سرمايه دار داشته باشيم از جيب من و تو كه دزدي نكرده يا حتي ازديوار هموطن خودش كه بالا نرفته ! بلكه اين مسئولين عزيز كشورما هستند كه با پول هاي باد آورده نفت و رشوه هاي ميلياردي و ديگر درآمدهاي نامشروع به اين وضعيت رسيده اند و با آب خزينه براي خود رفيق ميگيرند!!

  5. در صدر اسلام از این حرف‌هایی که تو می‌زنی نبود.

  6. سلام عزیزم…
    بی شعوری از خودتونه…
    اگه تو عقلت نمیرسه،خوب دلیل بر کم عقلی یا بی عقلی بقیه نیست جیگرم….

  7. سلا م
    معلومه اين آقا مهدي هم جزء اراذل و اوباش حكومتي كه
    از يك مادر …. متولد شده

  8. کمتر آخوندی هست که از روابط بی بند و بار جنسی و حتی خیلی کمتر،کم حجابی،جیغش نره هوا (!) و به همون اندازه و حتی کمتر،آخوندی هست که از فقر و فلاکت مردم،صداش در آد( حتی قد یه جیک ! )

  9. ما تا وقتی اسلام را داریم روی زندگی را نخواهیم دید.

    تا اسلام هست آخوند هست
    تا اسلام هست شلاق و باتوم هست
    تا اسلام هست سرکوب هست
    تا اسلام هست خامنه ای ها هستند

  10. مگه من چی گفتم که جزو اراذل حکومتی شدم. تو فکر کردی حالا که این آخوندها بدن پس هر کی مخالفشون حرف زد حتما خوبه؟ نه خیر عزیز جان اینطور نیست. بلاهت همین امثال شما ملت ما رو به اینجا رسونده پس فردا همین آخوندها رو بر میدارین اما نمیدونید چی می خواید. فقط میگید دینی نباشه مثل دوران شاه گه میگفتید شاهنشاهی نباشه. حالا چی باشه؟ خودتون هم نمی دونید. یکی رو میارید صد برابر بدتر و مزخزف تر و فرصت طلب تر از همین آخوندها. تو شرایطی که شما هدف نداری فرصت طلب ترین گروه حکومت رو بدست می گیره. تو حالا بشین فکر کن صهیونیسم چون مخالف حکومت ماست و حکومت ما بده پس صهیونیسم خوبه.
    بنده خدا جان سلام فرمایش شما متین و صحیح. دولتمردان غربی پول ملتشون رو دور نمی ریزند اما دولت در خدمت سرمایه دارها و نظام سرمایه داریه. یعنی سیاستهای دولت در جهت پولدارتر شدن سرمایه دارها و فقیرتر شدن طبقه کارگر مثل من و شماست.درسته سرمایه دار صهیونیست از دیوار من وشما بالا نرفته. اصلا سرمایه دار بودن بد که نیست هیچ بسیار هم خوبه. بدون سرمایه دار که فکر و انگیزه کا رو تولید داره اقتصاد از بین میره. اما مشکل اعمال نفوذ و زور توسط سرمایه دار و سو استفاده از من و شماست. این اتفاقیه که داره توسط صهیونیستها می افته و صدای مردم دنیا رو در آورده نه حقانیت حماس و رفقاش.

  11. این حرفایی که آقا مهدی در مورد غرب میزنه بیشتر وصف اوضاع ایران و جمهوری اسلامیه. عزیز من اونجایی که 90 درصد سرمایه اش دست 7 درصد افراده همین ایران دوره جمهوری اسلامیه نه اروپا. ما نمیگیم چون اسراییل صرفا با حکومت ما مخالفه و حکومت ما بده پس اسراییل خوبه. بحث اینه که دولتهای اونها بر اساس منافع ملی کار میکنند و اتفاقا اجازه نمیدن شلاق هیچ دولت بیگانه و هیچ تفکر تندرویی بر شانه مردمشون بخوره. حالا اگر هم از بخشی از مردمشون شعار حمایت از فلسطین و محکومیت اسراییل شنیده میشه ناشی از آزادی بیان توی اون کشورهاست و دلیل بر این نمیشه که اونها شلاق صهیونیسم بهشون خورده و از دولتهاشون همون اندازه ناراضی و متنفرند که ما از رژیم حاکم بر ایران.
    شما اگر طرفدار سوسیالیسم هستی و با سرمایه داری بدی بسیار خوب، عقیده ات محترم. اما نمیشه گفت دولتهای غربی و سرمایه داری مردمشون رو زیر سیطره صهیونیسم بردن و یا در ایران همه گروههای غیر سوسیالیست رو فرصت طلب و چنین و چنان بدانیم.

  12. نه عزیز جان 90 درصد 7 درصد نه مال ایرانه نه مال اروپا. آمار مربوط به آمریکاست. تو ایران وضعیت یه خورده بهتره اما موضوع اینجاست که سرانه درآمد در آمریکا 40000 دلار و در ایران 3000 دلاره. برای همین هم ما فقرامون خیلی بیشتره اما توزیع ثروت در اکثر کشورهای سرمایه داری نامتوازن تر از ایرانه. حالا شما خواستی قبول کن خواستی هم نکن.این فرمایش دوم شما رو صحیح و متینه. تو کامنت قبلی هم که گفتم.تا جایی که بتونن نمی گذارن شلاق حکوکت خارجی به بدن مردم بخوره.اما منظور من سرمایه دارهای داخلی هستند. گروه بارز این سرمایه داران داخلی در بسیاری کشورها صهیونیستها هستند. بسیاری از شرکت های معتبر اروپایی و آمریکایی متعالق به اونهاست. مثلا در اروپا فرانسه؛ بلژیک, اتریش, روسیه و … از مصادیق بارز سلطه صهیونیستها بر اقتصاد هستند. پس میبینی نیازی به سلطه و شلاق خارجی ها نیست. سرمایه دارهای داخلی برای هر ملتی کافی هستند. بنده اصلا طرفدار نظام اقتصادی سوسیالیسم نیستم همونطور که مارکسیسم پایه ایدئولوژیک این نظام رو نمیشه قبول کرد. نظام سرمایه داری در بسیاری کشورها موفق بوده و اصولا عدالت هم یعنی توزیع ثروت بر اساس تلاش و قابلیت هر کس. تا اینجا مشکلی نیست. اما مشکل از اینجا شروع میشه که سرمایه دار به علت قدرت اقتصادی و سیاسی که پیدا می کنه شروع می کنه به بهره کشی و سواستفاده از افرادی که قابلیت دارند اما زور ندارند.از طریق نفوذ در بدنه قدرت از طریق سلطه بر بازار و از هزار حروم زاده بازی دیگه. نمونه بارزش مثلا آزادی خرید حمل اسلحه در آمریکا. صاحبان کمپانیهای اسلحه سازی هرگز اجازه نمی دن اسلحه ممنوع بشه بااینکه هر سال بیش از 250000 نفر به این علت کشته می شن. نگید این نشونه آزادیه. اگه هست پس چر مثلا کمربند ایمنی اجباریه یا حتی روروک برای بچه ها ممنوعه؟ آره, روروک! چون ممکنه بچه ها از پله ها بیفتند و چند مورد اتفاق افتاده وممنوعش کردند حالا شما تو امریکا روروک پیدا نمی کنی اما مسلسل پیدا می کنی! بسیار موارد دیگری هست که برآیندش همون 90 درصد 7 درصده. یعنی این 7 درصد هر کدوم 130 برابر افراد عادی قابلیت و توانایی دارند؟ شما اصلا همچین آدمی تا الان دیدی؟ پس عادلانه نیست دیگه. تظاهرات علیه صهیونیست نشانه آزادی بیان هست اما ناشی از آزادی بیان نیست. اگه اینطوره چرا علیه کلیسا تظاهرات نکردند. علتش همین سواستفاده و اعمال زوره! نه اندازه ما از حکومتشون متنفر نیستند مگه من گفتم اندازه ما متنفرند یا اصلا مگه پیمانه و میزان براش گذاشتم. من میگم دلیل این تظاهرات علیه صهیونیسم ظلمی هست که داره بر این مردم توسط صهیونیستها میره. بر ما توسط یکسری دیگه داره ظلم میره و علیه اونها حرف می زنیم اونها هم همینطور.

  13. آقا مهدي معلومه كه خيلي از مرحله پرتي يا خودت رو به اون راه مي زني
    يه آدم حسابي را قاضي كن به بين الان جنده تو ايران بيشتره يا كشورهاي سرمايه دار
    خودت را به خريت اگه زدي ما چي كار كنيم
    سرت توي آخوره
    حرفات بوي آخور وپهن حكومت مي ده

  14. نه عزیز جان من از مرحله پرت نیستم سرم هم تو جایی نیست. این شما هستی که تا یک حرف مخالف سلیقه ات میشنوی برچسب می زنی و توهین می کنی اون وقت ادعای طرفدای از دموکراسی هم داری! عزیز من فکر کن. فکر کن. با فحش دادن مشکلی حل نمی شه. اولا که اقتصاد یک مملکت رو با آمار …. هاش نمی سنجند. دوما من که گفته بودم فقرای ایران از کشورهای جهان اول خیلی بیشتره لازم نبود جنابعالی کشفیات رو در مورد آمار …ها مطرح کنی. اول کامت من رو می خوندی بعد جواب می دادی. سوما شما با این نحوه حرف زدن و این منطق ضعیف ادعای تغییر حکومت و اصلاح وضع موجود رو داری بدون اینکه بدونی چرا و با چه هدفی فقط از وضع موجود ناراحتی و پشت سر هر مخالفی که علمی بلند کنه راه می افتی و هر جا یکی نوحه بخونه سینه می زنی حالا اون طرف هر مزخرفی می خواد بگه فقط مخالف حکومت موجود باشه, کافیه. چقدر با دیدن احوال شما بیاد مردم زمان انقلاب می افتم اونها هم فقط می دونستن شاه رو نمی خوان ولی نمی دونستن چی می خوان و وضع اینی شد که می بینی. با حضور نوابغی مثل شما وضع از این بدتر هم میشه صبر کن تا ببینی.

  15. ببين آقا مهدي چند كلاس سواد داري ؟
    جون خودت بگو
    اگه وضعيت نابسامان يك مملكت رو با آمار نسنجند با چي بسنجند؟
    يك چيري به گو اكه بهت نخندند
    راست ميگي زنهاي ايراني از خوشي زيادي دارند خود فروشي مي كنند
    آره جونم
    مي دوني اين مملكت بي صاحب كتك چه آدم هايي رو مي خورند؟
    نه نمي دوني چون يه مغز آكبند آكبند داري
    كتكي كه اين مملكت بي صاحب از آدم هاي متعصب و گوسفند مي خوره از اراذل و اوباش حكومتي بيشتره
    تو هم دو راه بيشتر نداره
    يا توهم از اين اراذل واوباشي به احتمال بيشتر
    يا اينكه از بس فكر نكردي قوه مغزت تحليل رفته
    به ما چه از اين فلسطين و لبنان و هر كشور ديگه
    مي گن چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
    اول بشينند بدبختي و مشكل فقر مردم داخل كشور روحل كنند بد برن به گدا گشنه هاي كشورهاي ديگه برسند
    تو اين سال بيشتراز 10 آدم رو سنگسار كردند
    ببين اگه هنوز مي توني فكر كني فكر كن اين آخر ظلم و ستم يا كاري كه توي جنگ در كشورهاي ديگه انجام مي شه
    تو جنگ كه حلوا خيرات نمي كنند

  16. سلام.من با این حرف مهدی کاملا موافقم که باید اول ایدئولوژی محکمی داشت.

    اما آقای مهدی باور کنید مخوف ترین و فریبنده ترین شکل حکومتی حکومت فعلی ایرانه. یعنی ایران در بدترین موقعیت ممکن هست.یک حکومت غیر دینی هر چه باشد و هر ترفندی به کار بندد قطعا در فریبکاری و ریاکاری به پای حکومت دینی نمی رسد.

    اما ایدئولوژی….خیلی پیچیده نیست!

    بهترین شکل حکومتی دنیا حکومت ایالات متحده هست که هیچ فرد یا سازمان خاصی نمی تونه قدرت مطلق رو بدست بیاره هر استان(ایالت) تا حدود زیادی خودگردان هست طوری که خیلیا امریکا رو کشوری 50 حکومتی میدونن! با وجود این استقلال زیاد استانی امریکا تمامیت ارضی خودش رو کاملا داره و همین خودگردانی استانی یکی از دلایل پایه پیشرفت امریکاست. در حالیکه ایران با همین مثلا حکومت واحدش کشوری هست که شاید به تعداد محله هاش(!) حکومت داره.

    در مورد مقایسه روروک با مسلسل..از این حرفتون خنده م گرفت. اولا بگید این آمار 250000 نفری رو از کجا آوردید؟؟

    چرا فکر میکنید صاحبان کمپانی های اسلحه سازی در امریکا مانع منع قانون فروش اسلحه هستند؟؟؟
    و یا چرا فکر می کنید اگه فروش اسلحه تو امریکا ممنوع بشه این قتلها دیگه انجام نمیشه؟؟؟؟؟
    با این تصویری که شما از آزادی خرید و فروش مسلسل تو امریکا دادید(همونطور که صدا و سیمای خائن ایران این مسئله رو بارها سیاه نمایی کرده) فکر میکنم که کسی جرات قدم زدن تو خیابون های اونجا رو نداشته باشه و همه با زره و ماشینهای ضد گلوله بیرون میرن!!
    اگه آزادی اسلحه قتل هایی رو در امریکا رقم زده که با ممنوعیت فروش اسلحه اتفاق نمی افتاد(از جمله قتل های دبیرستانی و یا تیرباران مردم تحت تاثیر بازی های رایانه و فیلم) چرا به این مسئله فکر نمی کنید که دسترسی همه به اسلحه تا چه حد امنیت اجتماعی رو بالا برده؟؟
    مگه تو ایرانی که مسلسل که هیچی خرید یه سلاح سرد هم اونقدر ها آزاد نیست قتل نداریم.اگه نیروی انتظامی جرات انتشار آمار جنایات و جرائم و تجاوز ها رو داشت قطعا حاضر نبودی یه لحظه چشم از ناموست برداری یا بدون اسلحه بیرون بری.اصولا قتل و جرائم خیلی به ادوات قتل ربطی نداره و قطعا با کارد میوه خوری هم میشه کشت.

    درسته که امریکا یک کشور سرمایه داری هست اما تو یه سرمایه دار امریکایی مثال بزن که بدون ارائه کار مفید به ثروت رسیده باشه.عمراااااااااا.
    اما ایران..هاشمی رفسنجانی یه سرمایه دار شناخته شده هست و دیگه فکر نکنم نیاز به توضیح بیشتر باشه.

  17. سلام به همگي دوستان
    بنظرمن نبايد مسائل را با هم قاطي كرد، چون اولين چيزي كه توي دعوا گم ميشه حق و باطله.
    ملاي عزيز درمتن خود اشاره كرده به سياست دولتمردان اسلامي ما كه در سي سال اخير انواع ظلم و ستم را بر مردم ايران روا داشته اند و با بي كفايتي و ندانم كاري و دراكثر مواقع آگاهانه پدر مملكت را بعنوان حكومت ديني درآورده اند و يكي از مصاديق اين خيانت نيز حمايت دولتمردان ايران از گروههائي مانند حماس و ديگر گروههاي تروريستي است كه تقريبا تمام دنيا اين افراد را به جنگ طلبي و تند روي سياسي مي شناسند ، ولي حكومت ايران سرمايه هاي ملي ما را به صرف اينكه يك آخوند فلسطيني در منبر بگويد “امام خامنه اي” به اين گروههاي پاپتي هزينه ميكند.
    من فكرنميكنم كه تا اينجاي قضيه كسي مدعي درست بودن اين شيوه باشد و همه دوستان تائيد ميكنند كه اين شيوه غيراصولي و ديكتاتوري(خود كامگي) ميباشد. چون موقعي كه بحث منافع ملي باشد ، ميبايست كل ملت در اين مورد تصميم بگيرند و رئيس جمهور احمق اين كشور حق ندارد در امانت اين كشور خيانت كرده و ازجانب هفتاد ميليون بذل و بخشش كند.
    اما اينكه اين رژيم انگل با چه حكومتي جايگزين شود، هيچكدام از دوستان توصيه اي نكرد (مثلا كسي پيشنهاد نداد حكومت صهيونيستي بر ايران حاكم شود) كه دوست عزيزمان آقا مهدي در مذمت صهيونيستها مطلب نوشته است. اصلا گور پدر همه شان. ما ميگوئيم:
    يكي را به ده راه نميدادند ، سراغ خانه كدخدا را ميگرفت!!
    ما ميگيم كه بابا اول بداد كشورخودمان ايران به اين همه مشكلات برسيد، بعد دنبال درآوردن چشم ديگه كشورها باشيد. گور باباي اعراب و اسرائيل و آمريكا و …
    مرتيكه جاه طلب ديوانه احمدي نژاد تو اول قاچ زين رو بچسب ، اسب سواري پيشكشت!! تو اين ايران را بيش ازاين تباه نكن، نميخواد انگشت به كشورهاي ديگه برسوني !! مگه ما وكيل وصي كل دنيا هستيم؟ پس چرا بقيه از اين غلط ها نميكنند و سطح رفاه عمومي ملتشان از ما بيشتراست ؟ چي دارند ؟ منابع ما رو دارند ؟ (خير) تمدن مارو دارند؟ (خير) وسعت كشورما رو دارند؟ (خير) پس چي دارند؟ (زمامداران عاقل ، تحصيلكرده ، وفادار به كشور خودشان و ملت خودشان ، مديريت صحيح)
    يعني چيزي كه كشور ما را بدبخت كرده زمامدارن ما هستند كه متاسفانه اكثريت توجيح اعمال خود را با دين اسلام صورت ميدهند و اين عامل بيچارگي ماست. تمامي دولتهاي پيشرفته قوانين حكومتي وسياسي خود را از دين تفكيك كرده اند و تنها منافع مملكتشان مد نظر است. حتي اگر به گفته دوست عزيزمان آقا مهدي در كشور آمريكا صهيونيست ها سياست گزار و دردست دارنده اختيار دولت هستند، اصلا به ما چه مربوطه؟! اصلا اسرائيل خود شيطان است، به ما چه؟ ما كه هشت مان گرو نه مان است ، سر پيازيم يا ته پياز ؟
    بعد تازه اين چه توجيحي است كه اگر اين اسرائيلي هاي بي ناموس به ما حمله كردن آنوقت چه ها و چه ها ميشود و بعد هم از مادر و خواهر همديگه مايه ميگذاريم!! انگار كه توي دنيا كس پيدا نميشه و هر كشوري به ما نظر داره ميخواد مادر و خواهر ما را مورد عنايت قرار بده !! بابا يك كم عاقلانه و بدور از احساس فكر كنيم. مگر در همين مملكت خودمان كه اسلام عزيز حاكمه و سرمايه داران عزيز مسلمان مشغول گرداندن چرخ كشور هستند، درحق كارگر و متخصص ظلم نميشود؟ مگرهمين سرمايه داران عزيز مسلمان بدنبال اعمال فشار بر بدنه حكومت براي افزايش قدرت خود و تغيير قوانين نيستند ؟ (لطفا به تغييراتي كه درچند سال اخير به قانون كار وارد شده مراجعه كنيد و يك سر هم به آئين نامه نوسازي صنايع كه براحتي دست كارفرما را براي مازاد اعلام كردن كارگران خود باز گذاشته بزنيد) اصلا اين خاصيت سرمايه است حال چه اسلام چه يهود چه مسيح .
    اما چيزي كه دركشور ما جريان دارد تحميق مردم است به اسم اسلام.
    مرگ بر خامنه اي ديكتاتور
    مرگ بر احمدي نژاد بيشعور و ديوانه
    مرگ بر هر چه حكومت ديني اعم از اسلام و مسيح و يهود و …..

    ساس دين و دستورات

  18. آدمیزاد جان بنده سواد دارم یا ندارم تا به حال نشنیدم وندیدم اوضاع اقتصادی مملکت از روی آمار فاحشه هاش سنجیده بشه.اوضاع اقتصادی از روی رشد اقتصادی,نرخ تورم,تولید ناخالص, سرانه درآمد بهره بانکی بدهی امنیت و توزیع ثروت سنجیده میشه. اگر راجع به آمار فاحشه ها که ظاهرا خیلی مورد علاقه شماست می خوای بدونی تو ایران آمار رسمی وجود نداره اما سایر آمار اقتصادی هست که نشون اوضاع اقتصادی ایران خرابه. اگه به کشورهایی مثل اکراین, بلژیک, هلند , رومانی و لهستان تشریف برده باشی میفهمی آمار فاحشه گری بدتر از ایرانه با اینکه اوضاع اقتصادی شون بهتره. بنده 4 تاشون رو شخصا دیدم اگه شک داری از کسایی که دیدن بپرس. خوب حالا که چی؟ مگه بحث من سر خرابی اوضاع اقتصادی ایران بود؟مگه من گفتم اوضاع اقتصادی ایران خوبه؟ مگه گفتم اوضاع اونها بدتر از ماست؟ من مگه گفتم کسی رو سنگسار بکنند یا نکنن؟ چرا مسایل رو قاطی می کنی و فحش میدی و بر چسپ می زنی؟ شما دلت از آخوندا پره؟ به من چه مربوطه؟ ادعای من واضح و روشنه و دلایلش هم هست. اگه میخوای رفرانس بدم. اگرم میخوای خودت یه سرچ بکن earning inequality یا earning distribution جد و آباد توزیع ثروت در آمریکا و اروپا و ایران و هر خراب شده دیگه ای در میاد. دیگه فحش دادن نداره پدر جان.مشکل مملکت ما همین آدمهایی مثل شما هستن که بدون اینکه بفهمن چرا فحش می دن و بدون اینکه بفهمن چرا هورا می کشن. شما حتی کامنت من رو نمی خونی و فکر بهش نمی کنی بعد جواب میذاری و فحش میدی.

  19. با سلام به همه دوستان
    شما هیچ کدو م خودشونو ناراحت نفرمایند!!!!

  20. مهدی جان، در آمریکا درست میگی سرمایه های کلان دست شمار محدودی از افراده(حالا من آمار درصدیش رو مطمئن نیستم) اما این به اون معنا نیست که اونهایی که صاحب سرمایه کلان نیستند در تنگنا قرار دارند و همونطور که شما هم گفتی سرمایه های سرمایه دارها منجر به تولید و در نتیجه اشتغال و رفاه مردم میشه.
    بخش بزرگی از سرمایه دارها هم یهودی هستند اما بحث صهیونیسم فرق میکنه. صهیونیسم زمانی شکل گرفت که گروهی از سرمایه داران یهودی در محلی سری در کوه صهیون تصمیم به اسکان یهودیان در سرزمینی که در روزگار باستان سکونتگاه یهودیان بود گرفتند و تا زمانی ادامه داشت که کشور اسراییل-به درست یا غلط- شکل گرفت و پس از آن دیگر جنبش صهیونیسم به پایان رسید و این قوم منافع خود را به صورت یک ملت و در قالب یک کشور (صرفنظر از اینکه کار درستی بود یا نبود) پیگیری کردند و امروزه اساسا چیزی به نام صهیونیسم وجود ندارد.

  21. عجب !
    پس آقا مهدي همه چيز روبه راهه ديگه

  22. دیروز ماجرای آمنه بهرامی را شنیدم.یعنی کاملا اتفاقی تو اینترنت خوندم.

    نمی دونم الآن چه شرایطی داره و آیا کاملا بینائیشو از دست داده یا تونستن کاری کنن واسش.
    کل ماجرا واقعا متاثرم کرد.ولی قسمت احمدی نژادش حالمو بهم زد. تا اواخر دولت خاتمی گویا بخش عمده هزینه جراحی ها از طرف دولت پرداخت شد و با روی کار اومدن محمود عزیز این کمک مالی قطع شد.گویا دکتر محمود استدلالشان این بود که نباید از کیسه ملت هزینه این دختر شود! و کمک به حماس وظیفه ی انسانی ماست.
    می شود اینها رو شنید و فحش نداد؟؟ نه من که نمی تونم.

  23. کامنت من درج نمی شه؟یعنی اینجا هم بحث فیلترینگ هست؟

  24. ببخشید که بنده چند روزی به اینترنت دسترسی نداشتم. درجواب دوست عزیز رز سیاه عرض کنم بله نظام حاکم بر آمریکا بسیار نظام خوبیه و نتیجه اش رو همه داریم می بینیم, پیشرفت و توسعه علمی آمریکا کاملا قابل قبول و قابل توجه. نظام انتخابات هم بسیار خوبه. رییس جمهور خودمون مثلا, یک بار مصاحبه می کرد و می گفت در انتخابات آمریکا فقط دو نامزد از دو حزب خاص قابلیت رقابت دارند اما ما 8 تا داریم و فلان وبهمان …. اما اینطور نیست در انتخابات آمریکا نامزدهای آزاد حضور دارند در همین دوره هم 4 نامزد آزاد داشتیم؛ در دوره قبل بوش 45 و مک کین 43 یعنی 12 درصد آرا مال نامزدهای مستقل بود و در یک دوره ای که یادم نمی آد کی بود 25 درصد آرا مال نامزدهای مستقل بود. اما اکثرا مردم به حزب رای میدن چون حزب برنامه و کارنامه مشخص داره. اما این به معنی بدون ایراد و اشتباه بودن حکومت در آمریکا نیست. خیلی ایرادها هم داره که مردم به علت این نواقص و ایرادها و ظلم ها اعتراض می کنند نمونه ای که ملای عزیز گفتند هم یکی از اونها بود. دولت اسراییل اصلا وجهه خوبی بین مردم آمریکا نداره. به چند علت یکی اینکه این حکومت یک حکومت کاملا دینی هستش. (قابل توجه شما که از حکومت دینی خسته شدی!) دوم اینکه هزینه های زیادی روی دست آمریکاییها گذاشته یعنی مردم آمریکا باید هزینه اسراییل و جنگهاش رو بدن (مالیات). و سوم هم صهیونیستها که طبعا مردم آمریکا به علت اعمال نفوذ در حکومت سرمایه داری ازشون دل خوشی ندارند.

  25. در مورد روروک و مسلسل اولا خیلی ممنون که برای حرفام مدرک و دلیل می خوای. من هر جا صحبتی می کنم یکسری بدون اینکه ببینن درست می گم یا غلط فحش میدن و یکسری هورا می کشن و تحسین می کنن. فقط چون به ظاهر با تفکراتشون منافات داره. برای آمار کشته شدگان یا gun violence می تونی به اینجا مراجعه کنی:
    http://www.ichv.org/Statistics.htm
    http://www.neahin.org/programs/schoolsafety/gunsafety/statistics.htm
    جای تعجب هم داره. مثلا در جنگ اسراییل و لبنان کمتر از هزار نفر کشته شدن اما در آمریکا در یک سال حدود 25 برابر این مقدار کشته می شن به خاطر آزادی اسلحه! نظر شما بر اینکه اگه اسلحه آزاد نباشه هم ممکنه همین تعداد آدم کشته بشن, محترمه اما این نظر بسیاری از مردم آمریکا نیست. شما کافیه فقط عبارت gun violence رو search کنی. اصلا united states هم لازم نیست بنویسی. می بینی که عده ای زیادی کشته شده ها رو قربانی اسلحه می دونند.
    http://en.wikipedia.org/wiki/Gun_violence_in_the_United_States
    http://www.supgv.org/
    http://jchealth.jobcorps.gov/documents/information-notices/in02-22a.pdf

  26. در مورد روروک و مسلسل اولا خیلی ممنون که برای حرفام مدرک و دلیل می خوای. من هر جا صحبتی می کنم یکسری بدون اینکه ببینن درست می گم یا غلط فحش میدن و یکسری هورا می کشن و تحسین می کنن. فقط چون به ظاهر با تفکراتشون منافات داره. برای آمار کشته شدگان یا gun violence می تونی به اینجا مراجعه کنی:
    http://www.ichv.org/Statistics.htm
    http://www.neahin.org/programs/schoolsafety/gunsafety/statistics.htm

  27. جای تعجب هم داره. مثلا در جنگ اسراییل و لبنان کمتر از هزار نفر کشته شدن اما در آمریکا در یک سال حدود 25 برابر این مقدار کشته می شن به خاطر آزادی اسلحه! نظر شما بر اینکه اگه اسلحه آزاد نباشه هم ممکنه همین تعداد آدم کشته بشن, محترمه اما این نظر بسیاری از مردم آمریکا نیست. شما کافیه فقط عبارت gun violence رو search کنی. اصلا united states هم لازم نیست بنویسی. می بینی که عده ای زیادی کشته شده ها رو قربانی اسلحه می دونند.
    http://en.wikipedia.org/wiki/Gun_violence_in_the_United_States
    http://www.supgv.org/
    http://jchealth.jobcorps.gov/documents/information-notices/in02-22a.pdf

  28. به نظر من آزاد نبودن اسلحه از وقوع شمار بسیاری از فتلها که به علت جنون آنی و عصبانیت لحظه های رخ می ده جلوگیری می کنه. گذشته از این در کشوری مثل آمریکا آیا مردم خودشون باید هر کدوم یک تفنگ بخرند و از امنیتشون دفاع کنند تا امنیت اجتماعی بالا بره! پس ارتش و پلیس و .. برای چی هستند. پس در آمریکا هر کس پول بیشتی خرج کنه و اسلحه قویتری بخره امنیتش بیشتره؟ اونوقت فکر می کنی با جنگل فرقی هم داره؟ ببین دوست من بنده آمریکا زندگی نکردم اما مدتی در لهستان درس خوندم و در هلند کار کردم. در ایران هم پلی تکنیک درس خوندم. کلا چهار روز هوستون بودم برای یک کنفرانس و شهر رو هم خیلی ندیدم. احساس عدم امنیت در شهرهای آمریکا وجود نداره اما طبعا من اظهار نظری در این مورد نمی تونم بکنم. کشته شدن 25000 نفر از 300 میلیون جمعیت هم چیزی نیست که خیلی به نظر بیاد. اما بسیار مهمه. مخصوصا که آمار در حال رشده و مثلا یکسالی به 35000 هم رسیده. این که از مخالفت مردم آمریکا با آزادی اسلحه می گم نتیجه صحبتهام و تجربیاتم با افرادی که ساکن آمریکا هستند بوده. به اخبار صدا سیما هم کاری ندارم و شاید دو سه ماه یکبار هم نمی بینم. مثلا یکی از اقوام با پسر 4-5 سالشون مدتی ایران بودن. بنده طبق عادت معمول با این بچه رفتم بیرون و براش یک اسلحه اسباب بازی خریدم. برخورد مادر بچه بعد از اینکه بچش رو با او اسلحه دید بسیار عجیب بود. بلافاصله اسباب بازی رو از بچه گرفت و دور انداخت. باهاش صحبت کردم می گفت ما هرگز اسلحه نمی خریم و نگه نمی داریم چونکه فلانی و فلانی داشتند و فلان اتفاق براشون افتاده و…. با یک پسر دانشجو در دیویس کالیفرنیا همسن خودم هم حدود 7 سال پیش راجع به این صحبت کردم و از جو عمومی جامعه با این مسئله می گفت که خیلیها نمی خرن و بعضیها collection اسلحه درست می کنن و اینها. اینکه چرا فکر می کنم صاحبان کارخانه اسلحه سازی که اتفاقا اکثرا صهیونیست هستند از ممنوعیت اسلحه جلوگیری می کنند؛ خوب واضحه چون بارها این طرح به سنا و کنگره رفته و به علت فشار سیاسی همین آقایان یا نمایندگان شهرهای اونها جلوش گرفته شده. اصلا اینکه این برادران ارجمند با ممنوعیت اسلحه مخالفت می کنند توش بحثی نیست خوب طبیعیه نمی خوان درآمدشون کم بشه اما بحث اینجاست که چرا زورشون می رسه و چرا می تونن منافعشون رو به بهای ضرر بقیه تامین کنند؟ حالا شما این رو قبول نداری. قانع هم نشدی احتمالا. خوب سیگار رو هم قبول نداری. چرا malbro و winston و بقیه اینهمه غرامت دادن؟ به خاطر تولید سیگار؟ پس چرا الان نمی دن؟ ماجرای دادگاههاشون رو خوندی؟ دلیل محکومیت این کارخانه ها فقط جلوگیری از انتشار نتایج تحقیقات انجام شده رو مضرات سیگار و سنگ اندازی سر راه پیشرفت اون در دهه 1970 بوده.

  29. ببینید من نمی گم نظام حاکم بر آمریکا و اروپا سیاهه یا ما از اونها بهتریم و …. نخیر. من می گم نگذارید به خاطر تنفر از نظام ایران چشمتون رو از دیدن بدیهای اونها کور بشه. اگر نبینید فردا که این حکومت رو میگذارید کنار گیر یه بدترش می افتین. شما فکر می کنید چطور مردم مزخرفاتی که از طرف خیلی از آخوندها اول انقلاب گفته می شد رو با اشتیاق گوش می کردن؟ و خیلی هم خوششون می اومد؟ به علت نفرت از نظام حاکم . فقط همین. تنفر تعصب میاره و تعصب عقل رو می گیره و بی عقلی باعث بدبختی می شه. چند وقت پیش دیدم یکی از همین دوستان وبلاگی نوشته ای در مورد سارکوزی نوشته بود و تعریف و تحسین از اینکه از همسرش جدا شد و رفت سراغ هنر پیشه جوان ایتالیایی و اینکه چقدر این ازدواج به او انرژی میده و باعث پیشرفت فرانسه میشه! بعد فکر کردم اگه آقای سارکوزی انگشتش رو تو دماغش بکنه و همه روزنامه ها عکسش رو چاپ کنن این دوستمون یک پستی در تحسین دست تو دماغ کردن و رابطه اون با پیشرفت و توسعه می نویسه! انگار از خودش هیچ تفکر و اصولی نداره. حالا ایدئولوژی پیشکش. من از این وضعیتی که مردم ما دارن صرفنظر از اینکه مسببش چیه و کجاست بسیار نگرانم. اینکه همه چیز فقط سیاه و سفید دیده میشه و متاسفانه الان بدتر هم شده و خدا نکه الان بخواد حکومت عوض بشه. با این دید و این طرز تفکر برآیند طرز تفکر ایرانیها یک سری آدم فرصت طلب عوام فریب سرکار میاره.

  30. ممنون.
    در مورد لینک ها یکی فیلتر بود(لااقل از سرور من) از لینک دوم من عدد 25000 رو نتونستم پیدا کنم شاید هم بود من ندیدم.ولی احتمالا باید درست باشه.چرا که یه جای متن اومده بود که مثلا طی دو دهه 90000 فقط کودک و نوجوان قربانی اسلحه شدن کاملا قبول دارم بسیار مهمه و بر خلاف نظر شما حتی زیاده(حتی به نسبت جمعیت 300 ملیونی و حتی برای مدت 20 سال.چرا که مسئله ی مرگ 90 هزار انسان اون هم کودک در بینه اونهم نه به علت آنفولانزای مرغی!)
    اما اگه به کامنت سومتون نگاه کنین شما عدد 250000 رو آورده بودین که مطمئن بودم اشتباست(225000 تا آمار رو بردید بالا یعنی 10 برابر)
    که اگه رقم 250000 (یک چهارم ملیون در سال مرگ با گلوله!!!)درست می بود شک نکنید سالها پیش این قانون لغو میشد.

    و اما مسئله ی ایرادها و نواقص ساختار حکومتی ایالات متحده که به گفته ی شما ظلم هایی رو سبب شده و یا میشه.
    اولا من اصلا هیچ شکل حکومتی رو کاملا رد یا 100 درصد تایید نمیکنم.همیشه افراد مغرض و سودجو به ساختار های حکومتی نفوذ میکنند حالا هر شکلی از سیستم حکومتی باشه.
    قطعا حکومت امریکا بی نقص نیست(من اصولا به وجود کامل اعتقاد ندارم)ولی مسئله، شیوه ی مدیریت نواقص هست.و باید دید کارکرد این نواقص چیست.قطعا تا نقصی نباشد حرکت و بهبودی هم نخواهد بود.
    آنجا نواقص رو دور نمیزنند و به آینده موکول نمیکنند در ایران یا فقط صورت مسئله و مشکل پاک میشود و یا بهبود آن به زمان ظهور منجی حواله میشود.

    در مورد وجهه ی صهیونیسم بین مردم امریکا اطلاعی ندارم و نظری نمیدم. اما در مورد دلایل این مسئله گفتید که اولا حکومت اسرائیل کاملا مبنای دینی داره و این دلیل بیزاری امریکاییها از اسرائیله؟؟ اصلا متوجه منظورتون نمیشم.وجهه ی دینی حکومت اسرائیل چه ارتباطی با وجهه ی اجتماعی اون تو امریکا داره.تا اون جا که می دونم مردم امریکا مخالف مذاهب نیستن و هر کس آزادی کامل در مورد باورهاش داره.در ضمن امریکا روی هم رفته کشوری نسبتا مذهبی هست البته مذهب نه به اون معنایی که تو ایران به خورد مردم داده میشه.

    “دوم اینکه هزینه های زیادی روی دست آمریکاییها گذاشته یعنی مردم آمریکا باید هزینه اسراییل و جنگهاش رو بدن (مالیات). “!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    این علامت تعجبا رو واسه تمسخر نذاشتم واقعا همین قدر تعجب کردم از حرفت.
    اولا اسرائیل مجموعه ای از یهودی های میلیاردره که از سراسر دنیا به اونجا مهاجرت کردن.کاری هم به ریشه های این سرمایه ها ندارم.
    در ثانی امریکا چه سودی می بره از تامین هزینه جنگ اسرائیل که بخواد از کیسه ملتش خرج میلیارد دلاری این جنگ ها رو بده.اون دولت خائنی که تو سراسر دنیا داره این کارو میکنه فقط و فقط جمهوری اسلامیه که از خزانه ی مردم بدبختش هزینه تسلیحات گروهک تروریست حماس رو میده.
    شک ندارم امریکاییها یک دونه فشنگ هم مجانی به اسرائیل ندادن.
    فروش(دقت کنید فروش)تسلیحات امریکا به اسرائیل مسئله ای هست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم بارها عنوانش کرده.پس بر خلاف ما ایرانی ها که جنگ های اسرائیل پوستمونو میکنه واسه مردم امریکا پولی هست که سرازیر میشه به کشورشون.

    در مورد صهیونیست بودن سرمایه داران کمپانی های تسلیحاتی امریکا هنوز اطلاع کافی ندارم و همین طور در مورد ماجرای سیگار وینستون.. فعلا نظری نمی دم.اما به وضوح میدونم که بسیاری(و نه همه) از حرف و حدیثها در ارتباط با سیطره صهیونیسم بر همه ی جهان و دخالتشان در سرمایه گذاری های کلان جهانی شایعاتی ساخته و پرداخته ی جمهوری اسلامی و نیز عوام(توده هایی از مردم که قبل از هر چیز دچار فقر فرهنگی و فکری هستند) هست.

    در مورد انقلاب ایران هم کاملا موافقم که نفرت از شاه مردم “هوچی” ایران رو به سیاهچالی عمیق انداخت.
    خرد و خردورزی واقعا بین ما ایرانی ها رو به زواله و تظاهر بارز اون سیاه و سفید دیدن همه چیزه(همون طور که شما اشاره کردید)
    اما همانطور که قبلا هم گفتم هر حکومت غیر دینی و سکولار یا حتی لائیک به از دیکتاتوری دینی است.
    پس اساسا نگرانی شما بیهوده هست. سردمداران حکومت اسلامی ایران چهارچنگولی به باسن “الله” ، “محمد”، “علی” و “حسین” …چسبیده و این سپرها از آنجا که نزد عوام مقدسند سپرهایی هستند بی اندازه محکم.

  31. من که از بحث شما دو نفر خیلی استفاده کردم. هردو به نکات مفید و جالبی اشاره کردید. موفق باشید.

  32. می بخشید! دویست و پنجاه هزار اشتباه تایپی بود بیست و پنج هزار درسته یک صفر اضافی گذاشتم. اما دو مورد هزینه های اسراییل برای آمریکا از گزارش economist برات مینویسم “از سال 1973 تا الان اسراییل 5700 دلار برای هر آمریکایی خرج برداشته”. اگه سرمایه دارهایی که اسراییل رو تاسیس کردن بخوان از جیب خرج کنند که دیگه سرمایه دار نیستند اصلا با این attitude کسی سرمایه دار نمیشه. اگر اسراییل مشتری تسلیحات آمریکا باشه که خیلی هم خوبه و موجب رونق اقتصادی آمریکا میشه اما این به معنی اینه که جناب سرمایه دار یهودی یا غیر یهودی از خودش خرید کنه. اینجا نباید بپرسیم دولت آمریکا چه سودی میبره باید بپرسیم سرمایه دار چه سودی میبره. بهرحال, شاید تحلیل من صحیح نباشه اما واقعیت اینه که تا سال 1985 اسراییل عمدتا کمک بلا عوض از آمریکا دریافت می کرد که الان تبدیل شده به وام. به عنوان مثال اینجا رو نگاه کن:
    http://www.csmonitor.com/2002/1209/p16s01-wmgn.html
    http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/US-Israel/foreign_aid.html

    اما بسیاری از این وامها هیچ وقت باز پرداخت نمیشه:
    http://www.rense.com/general32/never.htm

    در مورد حکومت دینی فکر کنم بنده درست توضیح ندادم. درسته مردم آمریکا جز متدین ترین مردم دنیا هستند و توجه به دین و خداپرستی بخشی از آرمان ها و زندگی روزمره مردم بوده و هست. اما منظور بنده حکومت دینی افراطی است. حکومت ها و ایدئولوژی های دینی که میگن فقط و فقط ما درست میگیم و بقیه مردم اگر اعتقادات ما رو ندارند همه بی دین, گمراه, کافر و شایسته بدترین عقوبتها هستند . این نوع حکومت و ایده همواره مورد تنفر مردم جهان از جمله آمریکا هستند. احکومتی با این آرمانها اصولا منفور میشه و اصلا کسی به حرفشون گوش نمی ده که ببینه درست میگن یا غلط یا اصلا چی میگن. مثلا نازیسم, صهیونیسم و برخی فرقه های اسلامی.سخنرانی و افتضاح احمدی نژاد در کلمبیا یادتون میاد. بعضی حرفاش قابل قبول بود اما کسی اصلا گوش نمی کرد.صهیونیسم هم همینطور و به همین علت منفوره از پایه و اساس. شاید بشه گفت صهیونیستها کمی هوشیار ترن و سعی می کنن رنگ و لعاب لیببرال به حرفاشون بدن اما تا الان که خیلی بهشون کمک نکرده. سایر فرمایشات شما رو بنده هم قبول دارم و ار مباحثاتتون و وقتی که صرف کردید ممنونم.

  33. باز هم ممنون.
    آمار میانگین 25هزار در سال درست بوده.من یک سری از لینک هایی که آورده بودید رو ندیدم.قبل از این که نظری راجع به آمار روزنامه یا هفته نامه ی اکونومیست بدم این مقدمه رو داشته باشید که روحیه ی ظلم پذیری به ندرت در امریکا هست.امریکاییها عموما صریح و تند هستند و با توجه به آزادی تجمعات در امریکا، مردم اگه به قانونی معترض باشند خیلی راحت می تونن فشار زیادی رو به دولت فدرال وارد کنن(از طریق راهپیمایی و پیام های صریح به دولت).انعکاس گسترده ی افکار عمومی در رسانه ها(اعم از ديداری و شنيداری و یا نوشتاری)آن هم بدون عبور از تیغ سانسور، فشار دو چندانی به دولت می آورد که نهایتا چاره ای جز لغو یا تصویب قانون مورد در خواست ندارد.(معنای حقیقی دموکراسی مستقیم)شاید بگید آنجا هم سانسور هست و ما که کنار گود هستیم متوجه نیستیم.ارائه آمارهای رسمی و دقیق که با دستور و نظارت دولت فدرال ارائه میشه خود دلیلی کافی هست.نمونه این آمارها را خودتان در gun violence آوردید http://jchealth.jobcorps.gov/documents/information-notices/in02-22a.pdf حتما میدونید که دامنه ی دات گاو ( (.govدامنه ی رسمی ادارات دولتی فدرال امریکاست اما اکونومیست که فکر کنم چاپ لندنه و تو خیلی کشورها توزیع بشه، میشه به بیطرفی اون امیدوار بود.اگه این رقمی که دادید صحیح باشه (که یه رقم واقعا نجومیه!) بی شک بلا عوض نبوده(قبول کنید گربه ها هیچگاه برای رضای خدا موش نمی گیرند).در مورد اون 3 تا لینک هم، آره…حرف شما رو در مورد کمک های بلاعوض تایید میکنند اما دامنه های “دات کام”و “دات ارگ” که مشخص نیست چه شخص یا سازمانی ساپورتشون میکنه خیلی به صحت گفته ها نمیشه اعتماد کرد.(منهای ویکی پدیا که حقیقتا بیطرفه)
    اگه صهیونیسم تو امریکا(بین مردم) وجهه ی خوبی نداشته باشه دلیل اولتون با این توضیحاتی که تو آخرین کامنت آوردید قابل قبول تره (دینی بودن افراطی به قول شما) ولی شلاق هزینه های مالی اسرائیل بخوره تو صورت امریکاییها(اون هم با این روحیات رفاه طلبی امریکاییها و این بحران مالی که صحبتش هست(راست و دروغش بماند)) خیلی دور از ذهنه و غیر قابل باوره.
    شاید ماها که تو ایران بزرگ شدیم پذیرش این واقعیت که امریکاییها اهل کوتاه اومدن از حقوق حقه شون (تحت هیچ شرایطی)نباشن،سخت باشه.
    ما تو ایران با “توسری” بزرگ میشیم و فکر میکینم همه جای دنیا اینجوریه و درست هم همینه.(تو مشقت و بدبختی هست که آدم مرد میشه!!!!!!!!!!! و باید ساخت!!)

    ماجرایی رو که حکایت حال ما ایرانی هاست رو عینا از یه وبلاگ فارسی کپی کردم.قصد اهانت به جامعه ی یرانی (که خودم هم جزئشون باشم)نیست،ولی حقیقت این هست که این شخصیت ایرانی تیپیک هست(ایرانی های حال حاضر) به دنبال دلیلش هم نیستم چرا که یک دلیل ندارد و مسائل بسیاری در این روحیه ی”پذیرای هر فلاکت” دخیلند.

    ” حکایت …

    در رادیو، مصاحبه ای پخش می شد راجع به مبازره با بدحجابی مردان و زنان! مشخص است که همه موافق بودند و حمایت می کردند. تا بالاخره نوبت مردی رسید که در این جریانات گرفتار آمده بود و به جرم بدحجابی ماشینش برای چند روز توقیف بود (برای گرفتن خلافی و پرداخت جریمه ها و اجاره پارکینگ و …). وی تنها جمله ای که گفت این بود که “لطفاً کاری کنید که ماشین ها را بتوان زودتر بازپس گرفت. چون ما ماشین ها را احتیاج داریم”!

    یاد حکایتی قدیمی افتادم اندر باب ظلم پذیری مردم ما که (یکی از روایتهای) آن را اینجا با کمی سانسور می خوانیم:

    می گویند در روزگارهای قدیم، شاهی بود که وزیر دانشمندی داشت. هزینه دربار زیاد بود و وزیر پیشنهاد افزایش مالیاتها را داد. شاه می ترسید که چنین کاری موجب شورش مردم

    شود. اما وزیر معتقد بود که مردم اهل شورش نیستند. برای اثبات ادعا آزمایشی ترتیب داده شد.

    گفتند هرکس که از دروازه های شهر عبور می کند، باید یک سکه طلا پرداخت کند.
    خبری نشد. مردم می پرداختند و می رفتند.
    تعداد سکه ها را به دو سکه، سه سکه و در نهایت ده سکه افزایش دادند.
    خبری نشد. مردم همچنان می پرداختند و میرفتند.
    تصمیم گرفتند آزمایش را تغییر دهند. گفتند کسانی بر دروازه بایستند و هر کسی که از دروازه می گذشت، یک بار مورد عنایت! قرار بگیرد.
    شاه و وزیر منتظر نتیجه بودند اما باز هم صدای اعتراضی بلند نشد. تا این که سربازان روزی

    گفتند: اعلیحضرتا! مردی به شکایت آمده است! شاه و وزیر با هیجان گفتند مرد را بیاورید. مرد آمد. با لکنت و سختی گفت:
    ” اعلللی حضرتتتتا! خواستم تقاضا کننننم تعداد تجاوز کنندگان در ددددروازه ها را افزایش ددددهید تا مردم اینگوننننننه در صفهای طویللللللل ناسیتندددد”! “

  34. رز سیاه عزیز هر دو قسمت فرمایشات شما حاوی حقایق تلخی است. اولا شما درست می فرمایید در آمریکا معتبرترین آمارها آمار دولتیست. و معتبرتر از همه آمار CIA معروف به CIO است. در مورد سایت های gov هم کاملا درست می فرمایید اطلاعات کاملا موثق و خوبی دارند بنده حتی بسیاری اطلاعات و استانداردهای مهندسی رو (که میلیاردها دلار خرج شون شده) به رایگان از این سایتها می گیرم در حالی که مثلا همین استاندارها رو مثلا از نروژ با قیمت گزافی باید بخرم. اما آمار economist که براتون آوردم متاسفانه کاملا درست و بر اساس آمارهای دولتی هستش و بحث وامهای باز پرداخت شده نیست بلکه هزینه مستقیم اسراییل برای مردم آمریکاست. فکر می کنم با ارزیابی اقتصادی پروژه ها و امکان سنجی آشنایی داشته باشید. حداقل نرخ سالیانه قابل قبول برای این مطالعات بر مبنای نظر بانک جهانی بین 9 تا 11 درصد است. یعنی برای طرحهایی که بانک جهانی لازم تشخیص می ده و اطلاع داره که ضروری هستند (مثل فاضلاب تهران) فقط وقتی وام می ده که یک گزارش فنی ثابت کنه که پروژه 9 درصد در سال قابلیت بازگشت داره. اگر همین 9 درصد رو در نظر بگیریم به عنوان حداقل, وام پرداختی ظرف مدت 8 سال معادل رقمی خودش هزینه خواهد داشت. من به جزئیات محاسبات economist کاری ندارم؛ و نمی خوام بیشتر از این نوشته ام رو طولانی کنم و قتتون روبگیرم اما فقط به این نکته توجه کنید شروع دوره مورد نظر در دوره کاهش و تقربیا قطع کمکهای بلا عوض به اسراییل بوده و از طرف دیگه اکثر این وامها اصولا طولانی مدت (وام طولانی مدت به دوره پرداخت بالای 10 تا 15 سال گفته میشه) هستند و اکثرا در موعدشون پرداخت نمیشن . اصولا چه فرقی می کنه شما وامی رو پرداخت کنی و در موعد باز پرداخت -حتی در صورت بازپرداخت- وام جدید و با رقم بالاتر بدی با اینکه کمک بلا عوض پرداخت کنی؟ در هر صورت رز سیاه عزیز رقمی که نوشتم عین هزینه مستقیم اسراییل برای آمریکاست. با احتساب رقمی که از سال 1973 تا 2002 پرداخت شده و رقمی که باز پرداخت شده و سایر محاسبات اقتصادی متعارف. آمار دولتی آمریکا هم اونقدر معتبر هست که کسی سراغ آمار دیگه ای نره.البته در کنار این, به نظر من, کمکهای آمریکا به مصر واردن و در درجه بعد عربستان سعودی هم باید حساب بشه چرا که این هم به نوبه خودش نوعی حق السکوت هستش بابت اسراییل. خوب بدون اینها از 73 تا 2002 حدود 1600 میلیارد دلار بوده اگر درآمد ایران در این مدت رو سالی 30 میلیارد دلاردر نظر بگیری ( که کمتر از اینه) حدود دو برابر کل درآمد ایران میشه. به همین دلیل هم من معتقدم حماس و حزب الله و .. با کمکهای مالی ایران و حتی سایر اعراب شانس چندانی در مقابل اسرایل ندارند. اینکه می فرمایید آمریکاییها اعتراض می کنند بله صحیح می فرمایید اعتراض می کنند اما برآیند این اعتراضات و مقاومتها و از طرف دیگه فشار صهیونیستها و موافقان حمایت از اسراییل همینه که آمار نشون می ده.
    در مورد بی توجهی مردم و ترس نمی دونم چی باید گفت. بسیار دردناکه. مثلا در آمریکا بعضی اتحادیه های کارگری به اسم militarian شناخته می شن و اصولا غیر ممکنه که بتونی بهشون چیزی رو به زور تحمیل کنی اما اینجا متاسفانه هیچ عکس العمل و حرکت مردمی دیده نمیشه. حتی حرکتهایی که در دوره اصلاحات از طرف بعضی مبارزان شکل گرفت از طرف مردم حمایت نشد و از اون بدتر حتی بسیاری از مردم نام این افراد رو امروز به یاد نمیارن و خاطره اونها هم فراموش شده. از شما می پرسم اسم چند نفر از نویسندگان روزنامه جامعه و عصر آزادگان و خرداد و … رو بیاد میارید؟ همونهایی که به هزار بهانه و اتهام عجیب و غریب بازداشت و شکنجه و زندانی شدند. کدوم از ما دفاعیات عبدالله نوری رو بیاد میاریم, کسی که چند سال زندان سخت رو با آزار تحمل کرد و حاضر نشد نامه ترحم انگیز برای رهبری بنویسه که اون رو گمراه قابل ترحم نامیده بود تا اینکه برادرش که به خاطر عبدالله رای اول تهران رو آورده بود کشتند و بعد از زندان آزادش کردند.مردم چکار کردند؟ سکوت! کدوم از ما دفاعیات مهاجرانی رو بیاد میاریم که امروز یک زنی رو اجیر کردن هر هفته میره دادگاه میگه من زنشم اینم خط و امضا و میخوام با شوهرم زندگی کنم بیچاره فراری شد به خارج کشور.اونهم از سونوشت گنجی که آخر زد به سرش اونهم از حجاریان اونهم از اشکوری و کدیور و نفر بعد و نفرهای بعد. جالب اینجاست عده ای اصلا اینها رو قبول ندارند و میگن اینها خودشون ازحکومتند, فیلمه و … خوب شما خودتون بجز سکوت و گاهی نق زدن در دخمه های پنهان چکار کردید؟ چه هدفی دارید؟ چه ایده ای رو دنبال می کنید؟ منتظرید آمریکا بیاد این مملکت رو از چنگ این حکومت در بیاره و بگه بله من 300 میلیارد دلار کنار گذاشته بود برای شما تا دموکراسی داشته باشید بفرمایید اینهم کشورتون لطفا اداره اش کنید! یک اپوزیسون مزخزف هم توی لس آنجلس داریم که میگه لطفا شما قیام کنید زندان برید داراییهاتون و سالهای عمرتون رو از دست بدید و کشته بشید, بعد مملکت رو بدید به دست ما تا براتون اداره کنیم و بفرمایید اینهم پسر شاه حاضر و آماده! معلوم نیست می خوایم همون بلایی رو سرتون در بیاریم که قبل از انقلاب اسلاف ما در آوردند یا بدتر! یکسری اپوزوسیون بدتر از اینها بدون هیچ فکر و ایده و برنامه بصورت پراکنده داریم که بجز دنباله روی آمریکا و پول مفت از دولت آمریکا گرفتن و مزخرف گفتن هیچ برنامه ای ندارند. بله ما اعتراض و صیانت مردم آمریکا رو از خودشون می بینیم و لذت می بریم اما آیا اعتراض برای اونها همون مقداری هزینه داره که برای ما داره؟ نه هرگز کارگران آمریکایی به علت اعتراض زندانی و شکنجه نمی شن. در بدترین وضعیت اخراج مشین. اما اینجا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و براندازی نرم و هزار جور حروم زاده بازی دیگه شکنجه و زندانی می شن. خوب آمریکاییها هم این روزگار رو پشت سر گذاشتند وقتی چند بار به زورگو نشون بدی که نمی تونه بهت زور بگه دیگه جرات نمی کنه بهت ظلم کنه یا جلوی اعتراضت رو بگیره. بله, هزینه داره اما چاره ای نیست یکبار برای همیشه باید اینکار رو انجام داد. باید با هر طریق و با قدرت از درون خودمون, از داخل همین کشور, و با استفاده از نیروهای ایرانی, و با دید باز و اطلاع از هدفی که داریم و روش فکر کردیم و نتایجش رو سنجیدیم و از سرنوشت سایر کشورهای و جوامع و نقاط ضعف و قوتشون عبرت گرفتیم حرکت کنیم. اگر به این نتیجه رسیدیم اصلاحات تدریجی جواب میده یا اصلاح بنیادی باید متمرکز بشیم روی همین و به هیچ وجه اجازه ندیم کسی اخلال در پیشرفتش ایجاد کنه.اگر نه می خواهیم انقلاب مردمی کنیم که به نظر من اصلا جواب نمیده! باز هم باید زودتر دست بکار بشیم. شرنوشت فرزندان ما در دست ماست. آیندگان در مورد ما قضاوت میکنند و سستی و ضعف ما رو موجب بدبختی و فلاکت خودشون خواهند دانست.

  35. مهدی جان، وقتی ما هنوز پس از سی سال افکاری را که جمهوری اسلامی یا وابستگانش درباره قبل از انقلاب به خوردمان داده اند دور نریخته ایم و فکر میکنیم که – به قول شما – قبل از انقلاب چه بلایی به سرمان آوردند و هنوز نمیدانیم چه رفاه و چه آزادیها و چه اعتبار جهانی را از دست داده ایم،لیاقتمان همین جمهوری اسلامی است.
    وقتی ما به دار و دسته خاتمی دل بسته ایم و نمی فهمیم که 8 سال ما را سر کار گذاشتند و بیست سال عمر رژیم را افزایش دادند و تازه گله داریم که چرا از آنها حمایت نشد، واضح است که وضعمان بهتر از این نمیشود.

  36. مهرداد عزیز نظر بنده در مورد رژیم پهلوی مربوط به گفته های جمهوری اسلامی نیست. من با توجه به شنیده هام از تجربیات پدر و مادر و کسانی که در اون دوره زندگی کردن به برداشت مشخصی رسیدم. و از اون مهمتر سلطنت طلب های امروزی رو می بینم و نظرات و رفتارهاشون رو می شنوم و از برآیند اونها نمی تونم بپذیرم که پهلوی حکومتی مناسب و قابل قبول برای ایران بوده. از اینکه جمهوری اسلامی بسیاری بدیهای پهلوی رو بزرگنمایی کنه یا دروغ پردازی کنه بنده هم مثل شما ناراحت و عصبی میشم اما عصبانیت و نفرت من اگر جلوی دیدن حقایق رو بگیره ضرر مضاعفی از این دروغ پردازیها به من وارد میشه . واضح ترین مسئله انقلاب ایرانه. آیا شما قبول ندارید که مردم ایران علیه رژیم پهلوی قیام کردند؟ چه جور قیامی و با چه تعداد و کیفیتی؟ قیامی که توانست حکومت حاکم بر ایران رو به زیر بکشه و عوض کنه. یعنی تعداد مردم و شدت اعتراضشون و عزمشون برای جایگزینی حکومت قابل توجه بوده. قیام از چه چیزی سرچشمه می گیره؟ از نارضایتی از وضع موجود. از ناکارآمدی دستگاه حاکمه.من فکر می کنم مشکل ما از جمله بنده دو قطبی و سیاه و سفید دیدن مسایل باشه. یعنی فکر می کنیم اگر جمهوری اسلامی خوب نیست پس حتما پهلوی خوبه یا اگر پهلوی بد باشه لزوما جمهوری اسلامی باید خوب باشه. البته این دیدگاه در نسل اول بارزتره. مشکل دوم عدم تفکیک و تجزیه تحلیل مسائل هستش. در حالیکه ما مسائل ساده ریاضی رو بجز با آنالیز قسمتهای مختلف و مرحله های متوالی تعریف کردن حل نمی کنیم اما انتظار داریم پیچیده ترین مسائل تاریخی و سیاسی و جریان های فکری رو به یکباره و یکجا حل کنیم و همه رو با یک چوب بزنیم! مثلا الان دیگه اکثرا اعتقاد پیدا کردن که اسلام دین خوبی نیست چون جمهوری اسلامی بده همونطوری که در زمان شاه بسیاری از ملیت و حتی تاریخ چندین ساله کشور خودشون چون نام شاهنشاهی روش گذاشته شده بود فرار می کردند و تکذیبش می کردند. الان بعد از سی سال این اعتقادات بر عکس شده و ترس من از اینه که این دور باطل تا کی می خواد ادامه پیدا کنه. شما امروز با اطمینان میگی حکومت دینی بد است در حالیکه پدران شما سی سال پیش با اطمینان می گفتند حکومت غیر دینی بد است و نم دونست حکومت دینی و غیر دینی اصولا با هم فرقی هم دارند یا نه. با این وضع سی سال دیگه دوباره فرزندان شما بر عکس فکر خواهند کرد.و هزار جور بهانه هم در میاریم که آره آقا ما رو فریفتند و انگلیس چنین کرد و آمریکا چنان و حاضر نیستیم بلاهت خودمون رو بپذیریم.
    در مورد خاتمی و دار و دسته اش. بنده اعتقاد ندارم که خاتمی صد در صد خوبست و اصولا اعتقاداتم رو در این زمینه نمی خواهم به شما منتقل کنم. اما می پرسم شما که جمهوری اسلامی رو قبول نداری,خاتمی رو قبول نداری, خواهان اصلاحت ساختاری مثل عبدالله نوری رو هم قبول نداری اولا بفرمایید چه چیزی رو قبول دارید؟ چه تفکر و ایده ای رو قبول دارید؟ شاخص این تفکر و ایده و خط مشی چه گروهی چه حزبی و چه فردی هست؟ کمی فکر کنید, ما یعنی اکثریت جامعه ایرانی تبدیل شدیم به یک گروهی که ایده مون فقط نق زدنه و ایراد گرفتن از چیزهایی که نداریم و دیگران دارند. هیچ طرز تفکر و ایده ثابت و مدون و قابل تعریفی هم نداریم که بخواهیم براساس اون حرکتی رو شکل بدیم. اگر جمهوری اسلامی بدیهای دیگران رو به طرز مسخره ای بزرگ می کنه ما هم خوبیهای اونها رو به همون شدت داریم بزرگ می کنیم.
    می فرمایید اگر خاتمی نبود بیست سال از عمر این حکومت کم می شد. اول بگید اصلا این حکومت چه طوری می خواست حذف بشه تا در مورد زمانش بحث کنیم. چه حرکتی وجود داشته و داره که می تونه این حکومت رو حذف کنه؟ اصولا به جز حرکت و مبارزات اصلاح طلبی چه حرکت دیگری در عمر انقلاب انجام شد که توان مقابله با زیاده خواهی و انحصار طلبی رو داشته باشه؟ نام ببرید لطفا. شاید فکر میکنید با نشستن ما و ناراضی بودنمون این حکومت خودبخود از بین میره. نه برادر من هیچ وقت اینطور نمیشه. حتما داستان اهرام مصر رو که می دونی.هزارها برده سالها 800 میلیون سنگ سنگین رو از فاصله 1000 کیلومتری آوردند تا اهرام مصر رو بسازند که فرعون زیر اون دفن بشه! در تمام این سالها به علت وجود این برده های ناراضیٍ حرف شنو و سربه زیر نه تنها تغییری حاصل نشد بلکه حتی چرخ و اهرم هم در اون دوران اختراع نشد! شما می فرمایید من دل به خاتمی بسته ام خوب از این بعد دل نمی بندم شما بفرمایید معرفی کنید که به که و به چه دل ببندم. چه حرکتی وجود داره؟ مردم ناراضی ایران چه کاری دارن انجام میدن؟ سکوت, قهر و نارضایتی. همین؟ با این وضیت حکومت تا 20 سال که هیچ تا دویست سال هم عوض نمیشه. هر دوره هم یک آدم ابله تر از اح م دی ن ژ اد سر کار میاد تا بیشتر مملکت در یک سقوط آزاد به قهقرا کشیده بشه.

  37. مهدی عزیز من با اکثر حرفات موافقم.اما با بخش خاتمی و دار و دستش اصلا” و ابدا”.

    خیلی عالیه که شما تا حد ممکن از یک کاسه نگری دوری میکنید و دید نقادی دارید.اصولا در دنیای انسانها اهریمنها و فرشته ها وجود ندارند.هر کسی که اهریمن می سازد یا فرشته می سازد قصدی جز فریب ندارد.(مثل همون شعار معروف انقلاب:دیو چو بیرون رود فرشته در آید)
    سفید نماد بیرنگی و سیاه نماد اشباع رنگ(رنگ مطلق که همه ی رنگها در اون به حد اشباع رسیدن)…اینها رنگهایی انتزاعی اند و ما در طبیعت نه بی رنگی داریم نه رنگ سیاه سیر. رز سیاه (!) هم سیاه سیاه نیست.
    در واقع طیف رنگ ها گستره ای از بی شمار رنگه که ما نمی تونیم واسه تک تکشون اسم بذاریم.
    تفکر سیاه و سفید یک تفکر کاملا غلطه/حالا در هر مسئله ای باشه/چون خیالیه.
    ایران و ایرانی هر چی می کشه از همین فکر تهی سیاه و سفیده.
    تفکری که در جموری جنایتکار اسلامی به اوج خودش رسیده.
    مردم هم اوضاعشون بدتره/مردم ما ابعاد زندگیشون محدوده(این نظر شخصیه خودم هست و حاصل زندگی تو سه نقطه مختلف ایران با سه فرهنگ متفاوت اما با وجه اشتراک سیاه و سفید دیدن همه مسائل)
    یک مثال کوچیک این رو /از رابطه دو نفر از جنس های مخالف میارم واست. پیش فرض خیلی از دختر ها یا زنان ایرانی از دعوتشون به رابطه/ کاملا سیاه و سفیده/طرف یا عاشقمه(هنوز شناختی وجود نداره چرا که رابطه ای نبوده و عاشق کسی بشی که نمیشناسیش جوکه خب)این فکر سفیده /و فکر سیاه هم خودتون می دونید.
    اصلا نمی خوام شعور بانوان ایرانی رو زیر سوال ببرم و یا مقصر بدونمشون که این طور فکر میکنند..چرا که با این توحش جنسی که تو ایران موج میزنه خانم ها اغلب حق دارند اینطوری فکر کنند.
    خروجی های این شیوه تفکر سیاه وسفید(که ریشه تو آرمان گرایی داره)در تمام ابعاد زندگی ایرانی ها رسوخ کرده/

    حرفتون راجع به اون ماجرای اهرام مصر خیلی جالبه و توصیف اوصاف ما ایرانی ها/

    اما

    در مورد حمایت شما از خاتمی/ گویا پیرو این تفکرید که:راه بادیه پیمودن به از نشستن باطل.
    اما من میگم:نشستن باطل به از راه بادیه…
    در ضمن مهمترین وظیفه ی ما در حال حاضر بالا بردن آگاهی خودمون و جامعه ای که باهاش در ارتباطیم هست و نه حمایت از خاتمی خوش سخن/
    چرا فکر میکنید در ایران حرکتی نداریم همین کلیپ هایی که ملای عزیز از اعتراض شدید و علنی دانشجو های تهران آورده/فکر میکنید حکومت اسلامی با این همه افتضاحی که فقط تو 3 دهه بار آورده چطور سرپاست.مشت و لگد ها و گلوله های انصار حزب الله(معروف به گروه فشار) در جای جای ایران حاضر هست که هر صدایی رو قبل از خارج شدن از حنجره خفه کنه/هم تو ایران هم خارج ایران(اپوزیسیون هایی که به همشونو با یک چوب زدید)فعالیت های زیادی همین الآن که مینویسم در جریانه/اینها الآن به زور اسلحه سرپان وقتی اسلحه دست منه خب من دستور میدم چون قدرت تو دست منه چون جون شما تو دست منه/مضافا” مشکل دیگری هم در بر اندازی نظام هست که قبلا گفتم خامنه ای و حرومزاده های دور و برش از باسن الله و محمد
    دژی ساخته اند که مبارزه رو سخت و پیچیده تر می کنه/100 درصد چشم امید من به امریکا و اسرائیل و سازمان های بین الملل (( هم)) هست/فکر میکنید بدون حمله ی نظامی امریکا به عراق یا افغانستان مردم بدبختشون به این زودی ها از شر صدام یا طالبان خلاص می شدند/خیر /شاید هرگز/در برابر اسلحه ای که تو صورته از یه شهروند عادی چی بر میاد واقعا چه کاری بر میاد/بوش این لطف رو در حق این عراقی ها کرد و آخر جوابشو با لنگه کفش دادن/حتما می خوای از کشته شدن غیر عمد غیر نظامی های عراقی بگی که با گلوله ها و بمب های امریکایی کشته شدن/اونوقت پیشنهاد میکنم به سری به کلیپ های جنایات صدام که در دسترسه بزنی ببین می تونی همشو ببینی و بالا نیاری/

  38. مهدی عزیز من با اکثر حرفات موافقم.اما با بخش خاتمی و دار و دستش اصلا” و ابدا”.

    خیلی عالیه که شما تا حد ممکن از یک کاسه نگری دوری میکنید و دید نقادی دارید.اصولا در دنیای انسانها اهریمنها و فرشته ها وجود ندارند.هر کسی که اهریمن می سازد یا فرشته می سازد قصدی جز فریب ندارد.(مثل همون شعار معروف انقلاب:دیو چو بیرون رود فرشته در آید)
    سفید نماد بیرنگی و سیاه نماد اشباع رنگ(رنگ مطلق که همه ی رنگها در اون به حد اشباع رسیدن)…اینها رنگهایی انتزاعی اند و ما در طبیعت نه بی رنگی داریم نه رنگ سیاه سیر. رز سیاه (!) هم سیاه سیاه نیست.
    در واقع طیف رنگ ها گستره ای از بی شمار رنگه که ما نمی تونیم واسه تک تکشون اسم بذاریم.
    تفکر سیاه و سفید یک تفکر کاملا غلطه/حالا در هر مسئله ای باشه/چون خیالیه.
    ایران و ایرانی هر چی می کشه از همین فکر تهی سیاه و سفیده.
    تفکری که در جموری جنایتکار اسلامی به اوج خودش رسیده.
    مردم هم اوضاعشون بدتره/مردم ما ابعاد زندگیشون محدوده(این نظر شخصیه خودم هست و حاصل زندگی تو سه نقطه مختلف ایران با سه فرهنگ متفاوت اما با وجه اشتراک سیاه و سفید دیدن همه مسائل)
    یک مثال کوچیک این رو /از رابطه دو نفر از جنس های مخالف میارم واست. پیش فرض خیلی از دختر ها یا زنان ایرانی از دعوتشون به رابطه/ کاملا سیاه و سفیده/طرف یا عاشقمه(هنوز شناختی وجود نداره چرا که رابطه ای نبوده و عاشق کسی بشی که نمیشناسیش جوکه خب)این فکر سفیده /و فکر سیاه هم خودتون می دونید.
    اصلا نمی خوام شعور بانوان ایرانی رو زیر سوال ببرم و یا مقصر بدونمشون که این طور فکر میکنند..چرا که با این توحش جنسی که تو ایران موج میزنه خانم ها اغلب حق دارند اینطوری فکر کنند.
    خروجی های این شیوه تفکر سیاه وسفید(که ریشه تو آرمان گرایی داره)در تمام ابعاد زندگی ایرانی ها رسوخ کرده/

    حرفتون راجع به اون ماجرای اهرام مصر خیلی جالبه و توصیف اوصاف ما ایرانی ها/

    اما

    در مورد حمایت شما از خاتمی/ گویا پیرو این تفکرید که:راه بادیه پیمودن به از نشستن باطل.
    اما من میگم:نشستن باطل به از راه بادیه…
    در ضمن مهمترین وظیفه ی ما در حال حاضر بالا بردن آگاهی خودمون و جامعه ای که باهاش در ارتباطیم هست و نه حمایت از خاتمی خوش سخن/
    چرا فکر میکنید در ایران حرکتی نداریم همین کلیپ هایی که ملای عزیز از اعتراض شدید و علنی دانشجو های تهران آورده/فکر میکنید حکومت اسلامی با این همه افتضاحی که فقط تو 3 دهه بار آورده چطور سرپاست.مشت و لگد ها و
    زنجیر و گلوله های انصار حزب الله(معروف به گروه فشار) در جای جای ایران حاضر هست که هر صدایی رو قبل از خارج شدن از حنجره خفه کنه/هم تو ایران هم خارج ایران(اپوزیسیون هایی که به همشونو با یک چوب زدید)فعالیت های زیادی همین الآن که مینویسم در جریانه/اینها الآن به زور اسلحه سرپان وقتی اسلحه دست منه خب من دستور میدم چون قدرت تو دست منه چون جون شما تو دست منه/مضافا” مشکل دیگری هم در بر اندازی نظام هست که قبلا گفتم خامنه ای و حرومزاده های دور و برش از باسن الله و محمد
    دژی ساخته اند که مبارزه رو سخت و پیچیده تر می کنه/100 درصد چشم امید من به امریکا و اسرائیل و سازمان های بین الملل (( هم)) هست/فکر میکنید بدون حمله ی نظامی امریکا به عراق یا افغانستان مردم بدبختشون به این زودی ها از شر صدام یا طالبان خلاص می شدند/خیر /شاید هرگز/در برابر اسلحه ای که تو صورته از یه شهروند عادی چی بر میاد واقعا چه کاری بر میاد/بوش این لطف رو در حق این عراقی ها کرد و آخر جوابشو با لنگه کفش دادن/حتما می خوای از کشته شدن غیر عمد غیر نظامی های عراقی بگی که با گلوله ها و بمب های امریکایی کشته شدن/اونوقت پیشنهاد میکنم به سری به کلیپ های جنایات صدام که در دسترسه بزنی ببین می تونی همشو ببینی و بالا نیاری/

  39. در پاسخ به مهدی عزیز: هر چند که اینجا مجال بحث کامل نیست ولی تا اندازه ممکن ویژگیهای دوره پهلوی را بازگو میکنم. اگر شما درباره آن زمان شنیده ای، من با چشم خود دیده ام و با اینکه سنم کم بود باز هم خیلی چیزها را به یاد دارم.
    در آن دوره و به ویژه در سالهای پایانی سطح رفاهی به آنجا رسیده بود که شش ماه حقوق یک کارمند عادی(میانگین حدود ماهی 5000 تومان) برابر با بهای خودروی متوسط ملی بود(پیکان در گرانترین زمان 30000 تومان).که هماهمنگ با استانداردهای رفاهی جهانی است. کالاهای غذایی و نیازهای اولیه هم حدود 20 درصد درآمد یک کارمند را صرف خود میکردند و کرایه خانه هم بین 10 تا 20 درصد در آمد او. به این ترتیب بود که مردم عادی میتوانستند راحت زندگی کنند و پس انداز کنند یا سطح زندگی خود را بالا ببرند. اینچنین بود که شاهد بودیم طبقه متوسط حتی میتوانستند هر سال به سفرهای برون مرزی بروند و ایران توانسته بود طبقه متوسط بسیار بزرگی را به وجود آورد که خود نشان از توسعه اقتصادی دارد.(بر خلاف امروز که طبقه متوسط کوچکتر و کوچکتر میشود و طبقه محروم بزرگتر).
    در زمینه آزادیهای فردی و اجتماعی هم حتما میدانید که آن زمان به شعور افراد احترام گذاشته میشد تا خود انتخاب کنند که مثلا حجاب داشته باشند یا نداشته باشند، با جنس مخالف دوستی داشته باشند یا نداشته باشند، دین پدر و مادر خود را داشته باشند یا تغییر دین دهند و …
    با حجاب و بی حجاب میتوانستند آزادانه به دانشگاه و محل کار خود بروند و هیچکس مزاحم آنها نمیشد(چیزی که حتی در برخی کشورهای آزاد غرب هم کاستی دارد). حتی مدرسه های مختلط و جداگانه هر دو وجود داشتند تا هر خانواده ای بتواند بر اساس باورهای خود فرزندانش را به مدرسه بفرستد.
    در زمینه سیاسی هم به تدریج نهادهای سیاسی در حال شکل گیری بودند و به جز حزب موافق رستاخیز( که از ادغام دو حزب مردم و ایران نوین ساخته شده بود) احزاب اصلاح طلب و منتقدی چون پان ایرانیست و جبهه ملی هم فعال بودند. البته در چند مقطع فضای سیاسی بسته شد که ناشی از تلاش توده ایها برای ضمیمه شدن ایران به اتحاد جماهیر شوروی و کارهای تروریستی فداییان اسلام و لزوم جلوگیری از این تهدیدها بود.
    در زمینه سیاست خارجی هم همین بس که اعراب جرات نمیکردند نام خلیج عربی مطرح کنند و صدام هنگام امضای توافقنامه مرزهای آبی دو کشور دست شاه را بوسید. سهم ایران از دریای خزر نیز 50 درصد بود که در زمان رضا شاه به امضا رسیده بود(و در زمان خاتمی به 11 درصد کاهش یافت!). ایرانیها چنان در جهان احترام و آبرو داشتند که هیچ کشوری از ایرانیها ویزای قبلی نمیخواست و …
    جشنهای 2500 ساله سبب شد که هر سال توریستهای بیشتری به ایران بیایند به گونه ای که آمار توریست در سال 56 به 3 میلیون نفر در یک سال رسید و در سه ماهه تابستان 57 (که تابستان ایران فصل اوج توریسم هم نیست) برابر آمار یونسکو 750000 توریست به ایران آمدند و در صورتی که فتنه انقلاب رخ نمیداد آمارش در همان سال به 4 میلیون میرسید و کشور به سمت قطع وابستگی به نفت در حرکت بود. همه اینها در شرایطی بود که پادشاهان پهلوی کشور را از وضع فلاکت بار و پر از فقر و گرسنگی و بیماری و اختناق دوره قاجار تحویل گرفتند و به این مرحله رساندند.
    البته بنده نمیخواهم آن دوره را کاملا سفید ببینم و تردیدی نیست که آن زمان هم ایرادهایی وجود داشت و در کل مگر مملکتی یا حکومتی یا حتی فردی بدون ایراد هم وجود دارد؟ ولی مزایای آن دوره کاملا بر ایرادهایش میچربید و امکان برطرف کردن ایرادها به روش مسالمت آمیز وجود داشت. نارضایتی هایی هم در میان مردم بود و لی نه در آن حد که نیاز به انقلاب و تغییر رژیم داشته باشد. ادامه را در کامنتهایی دیگر عرض میکنم.

  40. ادامه پاسخ به مهدی: بنابراین تنها به دلیل بد بودن جمهوری اسلامی نمیگویم پهلوی خوب بوده بلکه با دلیل و آمار آنرا مطرح میکنم. و اما درباره آنچه که آنرا قیام مردم و تغییر حکومت آن دوره عنوان کردید، بد نیست بدانیم که حتی جمهوری اسلامی که بالاترین آمار را از تظاهرات کنندگان سال 57 میدهد شمار آنها را 5 میلیون نفر اعلام میکند حال آنکه کل جمعیت 36 میلیون بوده یعنی کمتر از یک هفتم مردم در انقلاب شرکت کرده اند.پس بدون نقشه و برنامه از خارج نمیتوانست چنین تغییر رژیمی رخ دهد.
    گواه آن هم اینکه رادیو بی بی سی قرار محل های تجمع و راهپیمایی را از قبل اعلام میکرد(که مسلما این با گفتن خبر تجمع و راهپیمایی پس از برگزاری آن تفاوت دارد) همچنین ویلیام سولیوان سفیر وقت آمریکا در ایران در خاطرات خود مینویسد در سال 1976 (1355) که با روی کار آمدن دولت کارتر وارد ایران شده به همه شرکتهای آمریکایی فعال در ایران هشدار داده که تشکیلات و سرمایه های خود در ایران را جمع کنند و آماده رفتن باشند(دقت کنید که در آن سال هنوز خبری از نا آرامیهای انقلاب نبوده و این نشان میدهد که توطئه ای از قبل برای راه انداختن این انقلاب در کار بوده). خود کارتر هم که از آغاز کارش به پروپای ایران میپیچید و بهانه فضای باز سیاسی میگرفت در حالیکه وضعیت آزادیهای مدنی در ایران آن زمان از همه کشورهای منطقه بهتر بود و او اگر دغدغه حقوق بشر داشت میبایست به کشورهایی چون عربستان و عراق ایراد میگرفت مگر اینکه هدفش نه ارتقای حقوق بشر در منطقه بلکه فشار بر ایران بوده باشد. سرانجام هم سران آمریکا، انگلیس،فرانسه و آلمان در نشستی در گوادلوپ تصمیم گرفتند این توطئه را به انجام برسانند(والری ژیسکاردستن رییس جمهور وقت فرانسه در خاطرات خود به آن اذعان نموده). البته در این میان اشتباه و نا آگاهی مردم هم موثر بوده اما توطئه از خارج هم در آن نقش داشته است. وگرنه اگر اکثریت مردم به دلیل نارضایتی قیام کردند و حکومت را به زیر کشیدند، پس چرا امروز که چندین برابر آن زمان نارضایتی وجود دارد و قابل مقایسه با آن دوره نیست یک قیام فراگیر و انقلابی رخ نمیدهد؟ اگر پاسختان این است که امروز با گلوله و باتوم و زندان جلوی آنرا میگیرند، خود نشان میدهد که آن زمان حکومت شاه متوسل به این ابزارهای تهدید و سرکوب نشده و انسانیت را رعایت کرده است.
    حال اصلا فرض را بر این میگذاریم که اکثریت مردم قیام کردند و حکومت را تغییر دادند. خوب همین اکثریت در 12 فروردین 58 به جمهوری اسلامی رای مثبت 98 درصدی دادند و آذر همان سال به قانون اساسی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هم رای مثبت با اکثریت قاطع دادند و نتیجه آنرا دیدیم. پس همانطور که صرفا نظر اکثر مردم در آن سال نمیتواند دلیل موجه بودن ولایت فقیه باشد، صرفا نظر و قیام اکثریت در سال 57 هم نمیتواند دلیل ناموجه بودن حکومت پهلوی باشد و من پیش از این هم بارها به عامل ناآگاهی جامعه اشاره کرده ام.واقعیت این است که به زبان ساده در آن زمان خوشی زیر دل مردم زده بود و اصلا نمیدانستند که چه میخواهند و صرف تغییر حکومت را یک کار بزرگ و باارزش میدانستند. ادامه را باز هم در کامنتی دیگر عرض میکنم.

  41. باز هم ادامه پاسخ به مهدی: در جایی از گفته هایتان از سلطنت طلبان امروز سخن به میان آورده بودید. اصولا سلطنت سیستمی است که در کشورهایی چون عربستان و قطر برپاست و در ایران هم در دوران صفویه و قاجار حاکم بوده. من برای آینده سیاسی ایران بر این باورم که نوع حکومت حتما با یک رفراندوم آزاد دارای ناظران بین المللی تعیین شود. اگر بنا بر پادشاهی شد باید پادشاهی مشروطه پارلمانی باشد به مانند آنچه در کشورهای آزادی چون اسپانیا و سوئد و نروژ و مالزی برقرار است نه سلطنت به سبک عربستان و قطر و مانند اینها. درباره ولیعهد هم اگر به فیلترشکن دسترسی دارید میتوانید در سایت http://www.rezapahlavi.org نظرات دموکراسی خواهانه او را بخوانید و مصاحبه هایش را بشنوید که به هیچ عنوان پادشاهی و حکومت را حق مسلم خود نمیداند و همه چیز را به رفراندوم موکول میکند. اگر هم بنا بر جمهوری شود باید جمهوری با چارچوب و قوانین دموکراتیک فراگیر باشد تا مثل روسیه نشود که پوتین دیگری پیدا شود و قواعد دموکراسی به دست آمده را بر هم بزند.
    درباره بحث حکومت دینی و غیر دینی و تفاوت آنها و شناخت یا عدم شناخت مردم (که در جایی دیگر مطرح نمودید) تجربه بیش از هزارو پانصد ساله جهان نشان داده است که دین و در کل ایدئولوژی باید نه تنها از حکومت که از همه پدیده های اجتماعی جدا باشد. زیرا دین انسانها را وامیدارد که به هر چه که خود گفته عمل کنند نه اینکه آنرا با خرد بسنجند چون مدعی است که اینها دستور خداست. اینگونه است که وقتی دین اجتماعی میشود انسانها را از فکر کردن بازمیدارد و عقب نگه میدارد. اما اگر فردی و خصوصی باشد دیگر برای جامعه تعیین تکلیف نمیکند و میدان برای رشد اندیشه باز میشود ضمن اینکه حرمت اعتقادات افراد دیندار هم نگه داشته میشود و باعث بیزاری مردم نمیشود. در حالیکه نتیجه عمومی شدن دین هزار سال دیکتاتوری مرگ و وحشت کلیسا بر اروپا و سی سال دیکتاتوری مشابه آن در ایران پس از انقلاب بوده است.
    و اما درباره خاتمی، من نگفتم رژیم در حال سرنگونی بود و او و طرفدارانش که روی کار آمدند آنرا نجات دادند و بیست سال دیگر آنرا نگاه داشتند. بلکه بیست سال به عمر کلی رژیم افزودند یعنی اگر مثلا رژیم میتوانست در کل سی سال عمر کند وجود آنان این عمر را به حدود 50 سال افزایش داد. چگونه؟ به این ترتیب: رژیم ده سال نخست را با بهره گیری از عواملی چون شستشوی مغزی، اعدامهای گروه گروه، جاسوس پروری و از همه مهمتر جنگ با عراق و چماق “در حال جنگیم” سپری کرد. پس از جنگ هم آدم با نفوذ و مکاری چون رفسنجانی اوضاع را کنترل کرد. اما در پایان دوره او برنامه ریزان رژیم که میدانستند پتانسیل مخالفت و آزادیخواهی در جامعه بسیار قوی شده و بغضهای فروخورده ای هم دارد، یک شورای مطالعات استراتژیک تشکیل دادند و به این نتیجه رسیدند که باید حرکتهای آزادیخواهانه را به نوعی مصادره کنند و بخشی از رژیم را به صورت جریان آزادیخواه نشان دهدن تا جنبشهای احتمالی آزادیخوهان از مسیر براندازی منحرف شود و در نتیجه پتانسیل مذکور به صورت بی خطر و کم هزینه خالی شود. این بود که برگ خاتمی و سپس طرفدارانش را رو کردند. (یکی از اعضای این شورا آدم معروفی است که بعدها زندانی شد و امروز در آمریکاست و در برنامه های صدای آمریکا شرکت میکند).
    خاتمی هم در آغاز وعده جامعه مدنی داد و آزادیخواهان را به خود مشغول کرد ولی هر چه گذشت این وعده کمتر شد و سرانجام هم گفت نگذاشتند کار کنم و نیز گفت من سوگند وفاداری به نظام را خورده بودم و شما از من انتظار داشتید برانداز باشم. بهتر نبود اینها را از همان ابتدا میگفت تا تکلیفمان را با او بدانیم؟ و بدانیم که نباید روی برداشتن گامی اساسی از سوی او ودولتش در راه جامعه مدنی حساب کنیم؟ چنانکه در ان هشت سال هیچ گام اساسی هم در یان زمینه برداشته نشد. کسی هم از ائ انتظار نداشت برانداز باشد ولی دست کم انتظار میرفت نسبت به پدیده هایی چون اعدام و شلاق در ملا عام و حبس و شکنجه آزادیخواهان یک اعتراض خشک و خالی بکند. این دیگر کاری نبود که نگذارند انجام دهد ولی او زحمت اینرا هم به خود نداد. دانشجویان و روزنامه نگاران و دیگر آزادیخواهان در حمایت از او کم نگذاشتند. در سالهای 79 و 80 که سال گفتگوی تمدنها نامیده شده بود وحشیانه ترین شکنجه ها روی دانشجویانی چون فخرآور و باطبی و دیگران انجام شد ولی خاتمی و کابینه اش سکوت کردند در حالیکه در برون مرز نظریه گفتگوی تمدنها! ارایه میکردند.
    حتی در سال هشتاد که در چند شهر ناآرامیهایی در اعتراض به استبداد موجود شکل گرفت خاتمی گفت اینها مواد مخدر مصرف کرده بودند! و در خرداد و تیر 82 که دیگر جانمان را کف دست گرفتیم و به تظاهرات ضد رژیم به ویژه در محدوده امیر آباد و میدان محسنی دست زدیم، خاتمی به جای اینکه بگوید حتما مردم خواسته ها و نارضایتی هایی دارند فقط گفت مشکلی نیست خارج نشینان ذوق زده نشوند. یعنی برایش فقط ماندن رژیم مهم بود نه خواسته های مردم.
    حال میگوییم اینها گذشته و رفته، بسیار خوب برای آینده چه برنامه ای دارند؟ در جهان خردمدار امروز داشتن برنامه عملی مهم است نه اینکه نامهایی چون خاتمی و اصلاحات و یا حتی مصدق را تبدیل به کدهایی بکنیم که مردم را با آنها هیپنوتیزم کنیم و از ان بهره برداری نماییم. آیا در صورت تشکیل دوباره دولت میخواهند با گفتگو یا هر روش دیگر مثلا نیروی انتظامی را از زیر پاگذاشتن حریم خصوصی مردم و حقوق فردی باز دارند؟ یا قوه قضاییه را از سرکوب آزادی بیان و مجازاتهایی چون سنگسار و شلاق منع کنند؟ اینها که برابر قانون اساسی منصوب رهبر هستند و سیاستهای او را اجرا میکنند و تنها به او پاسخگو هستند نه به دولت.
    آیا میخواهند با دادن لایحه به مجلس قوانین را اصلاح کنند و مثلا نظارت استصوابی را حذف کنند؟ یا اختیارات رهبر را کم کنند؟ واضح است که هر لایحه ای که با ولایت مطلقه منافات داشته باشد یا بخواهد قانون اساسی را در جهت حاکمیت مردم اصلاح کند از سوی شورای نگهبان رد میشود. اصولا وقتی قانون اساسی راه اصلاحات دموکراتیک را بسته و ماهیتا اصلاح ناپذیر است چگونه میتوان از درون نظام و در چارچوب خود قانون اساسی آنرا اصلاح نمود؟
    من نمیگویم خاتمی آدم بدی است ولی خاتمی و اصلاحات تنها تبدیل به وسیله ای شده اند که هر چند سال یکبار ظهورکنند و انرژی نسلهای آزادیخواه را به صورت کف زدن و زنده باد گقتن خالی کنند تا از جنبشها و دگرگونیهای بنیادین جلوگیری شود. بخش پایانی را هم در یک کامنت دیگر میگویم.

  42. آخرین بخش پاسخ به مهدی: در این باره که فرموده بودید پس من چه راهی را با شاخص کدام حزب یا جریان قبول دارم؟ عرض میکنم که راه نجات نه پروژه غیر عملی اصلاحات که روش نافرمانی مدنی است و مهمترین گام در این راه پای صندوق رای نرفتن است که هیچ خطر و زحمتی ندارد ولی پیام بزرگی را به جهان میرساند. در زمینه نافرمانی مدنی برنامه گام به گام و مدونی در حال انجام است که سرانجام آن به اعتصابهای گسترده و تغییر رژیم بدون خونریزی منجر میشود. جزئیات آنرا متاسفانه هم به دلیل درازای سخن و هم برای اینکه نزد خوانندگان احتمالی وزارت اطلاعات لو نرود نمیتوانم اینجا بگویم. تنها سربسته میگویم که اکنون در فاز پنجم براندازی به سر میبریم و اگر باز به وسیله اصلاحات چیها در داخل یا هخا ها و امیراحمدی ها در خارج آنرا خنثی نکنند پیروزی اش چندان دور نیست. شاخص چنین جریانی در درون ایران بخش قابل توجهی از جنبش دانشجویی و همچنین جنبشهای کارگران و برابری خواهی زنان هستند. از احزاب مرتبط با آن هم میتوان حزب پان ایرانیست در درون کشور و حزب مشروطه در برون مرز و جبهه ملی در درون و برون کشور را نام برد.
    در جایی هم از فراموش شدن روزنامه نگاران اصلاح طلب گفته بودید که اتفاقا من هم نامها و هم مقالات آنها را به خوبی به یاد دارم. افرادی چون محمد قوچانی، احمد زید آبادی، شمس الواعظین،حمید رضا جلایی پور، گنجی و… که با جدیت حمایتشان میکردم. خاتمی و طرفدارانش را هم چهار سال با تمام توان حمایت کردم و وقتی از آنها بریدم که تئوریهایشان را غیر ممکن یافتم و همچنین دیدم که سازش با سران را بر پیگیری خواسته های مردم ترجیح میدهند و برمن ثابت شد که کسی از درون نظام به داد مردم نخواهد رسید. به زبان عامیانه آخوند آخوند را ول نمیکند مردم را بچسبد. اگر این چند کامنت را خواندید، از درازای سخن پوزش میخواهم و از حوصله تان سپاسگزارم.

پاسخ دهید