نوشته شده در فوریه 29, 2008 با mollah
مقررات اولیه زندگی در کانادا:
از روزی که آن دانشجوی هموطن در داخل آسانسور ممههای یک خانم را بوسید٬ من توی این فکر هستم که اگر مقررات و ضوابط اجتماعی در کانادا را برای آن بیچاره توضیح میدادند و تفاوتهای رفتارهای فردی و جمعی اینجا را در مقایسه با ایران٬ برایش گوشزد میکردند٬ هیچوقت دچار آن [...]
Filed under: پراکنده | 5 Comments »
نوشته شده در فوریه 18, 2008 با mollah
ماموریت به وطن:
کار دنیا رو می بینید؟
خانه و کاشانه خودمان را ول کردیم آمدیم خارج تا مثلا توی یک محیط آزاد و پیشرفته زندگی کنیم و کمتر حرص بخوریم.
هنوز تازه در اینجا سر و سامان گرفته بودم که اخیرا از سوی شرکتی که در آن کار میکنم برای نظارت فنی در یک پروژه بزرگ در [...]
Filed under: پراکنده | 11 Comments »
نوشته شده در فوریه 17, 2008 با mollah
روش نظرخواهی در جمهوری اسلامی:
ای مردم! آیا شما حاضر بودید در مسئله هستهای تسلیم دشمن میشدیم؟
- نَ…خیر
- آیا دلتان میخواهد بدبخت شویم؟
- نَ…خیر
- آیا خستهاید؟
- نَ…خیر
- آیا خوابتان میآید؟
- نَ…خیر
- آیا سرتان درد میکند؟
- ن..خیر
- شکم تان قارقور میکند؟
- ن…خیر
- آیا از دشمن خوشتان میاید؟
- نَ..خیر
- از ما بدتان میآید؟
- (معلوم نیست مردم میگویند: بعله [...]
Filed under: پراکنده | 2 Comments »
نوشته شده در فوریه 17, 2008 با mollah
سیر تحول والنتاین:
- والنتاین در عصر حجر
در دوران غارنشینی٬ انسانهای نخستین زندگی سادهای داشتند. لباسشان یک تکه پوست بزغاله بود که فقط قسمتهای حساس را میپوشاند و بقیه جاهای بدن آنها بدون پوشش باقی می ماند. تازه٬ همین تکه پوست هم هنگام راه رفتن و یا دویدن زرتی میافتاد و همه جای آنها معلوم میشد. [...]
Filed under: پراکنده | 3 Comments »
نوشته شده در فوریه 14, 2008 با mollah
انتخابات ما و انتخابات بعضیها:
قسمت اول:
انتخابات قبل از انقلاب را بخوبی بهیاد ندارم که چگونه بود و چگونه برگزار میشد. اما شنیده بودم که اصولا بدون موافقت دربار٬ کسی را به مجلس راه نمیدادند. بعدها از طریق کتاب خاطرات اسدالله علم (وزیر دربار شاه) فهمیدم که شخص اعلیحضرت در مورد کاندیداهای نقاط مختلف کشور اعمال [...]
Filed under: پراکنده | 3 Comments »
نوشته شده در فوریه 9, 2008 با mollah
●
طبق آخرین خبر:
اصلاح طلبان در انتخابات شرکت میکنند ولی به «گوگوش» رای میدهند:
همان سالهای اوایل پیروزی انقلاب٬ من در دو سه تا از انتخابات٬ آن دوران ناظر وزارت کشور بودم. از روی کنجکاوی در موقع شمارش آرا خیلی علاقه داشتم همه برگههای باطله را بخوانم. بعضی از آنها سفید بودند. تعدادی از آنها اسم [...]
Filed under: پراکنده | 8 Comments »
نوشته شده در فوریه 2, 2008 با mollah
مصاحبه با یک جوان ایرانی:
اخیرا باخبر شدیم یکی از داشجویان عزیز که برای ادامه تحصیل به کانادا آمده بخاطر یک بوسه کوچولو در آسانسور٬ به سه ماه زندان محکوم شده.
برای اطلاع از کم و کیف قضیه٬ خبرنگار ما با این جوان رعنا مصاحبه کوتاهی انجام داده است که ملاحظه میفرمایید:
- ای جوان رعنا! چی شد [...]
Filed under: پراکنده | 20 Comments »