نوشته شده در سپتامبر 30, 2006 با mollah
customer service
در قاموس ما(۱):
تا قبل از اينکه به خارج کشور بيايم اصلا نمیدانستم اين واژه «خدمات رسانی به مشتری» يعنی چی. مگر چه کاری برای مشتری انجام ميدهند؟ مشتری پولش را ميدهد و جنساش را ميگيرد و خلاص. ديگه «خدمات به مشتری» چه صيغهای است؟ حدس ميزدم شايد منظور خارجیها از «کاستمر سرويس» همان سرويس [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 29, 2006 با mollah
متانت:
دوران دبيرستان معلمی داشتيم اهل شعر و ادب. بسياری از حرفهايش در صفحه دل و روح ما آنچنان نقش بسته که هيچگاه فراموش نخواهند شد. سعی ميکنم هراز چند گاه آن سخنان را در اينجا بنويسم. او ميگفت:
بعضی از افراد هستند بدون ظرفيت. بدون محتوی. بدون جنبه که بمحض دريافت کوچکترين [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 28, 2006 با mollah
یا شوهر مظلوم:
بيچاره شوهرش. چه ميکشد از دست اين زن! . اينها که زن زندگی نيستند بلکه خانه خراب کن هستند. الان حدود ده دوازده روزه که شوهر بدبختش رو گذاشته تو خماری و خودش رفته مسافرت. نميگه اين شوهر بیچاره هم آدمه احساس داره سنگ که نيست.خدا بداد اون شوهر بیچارهاش [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 28, 2006 با mollah
يک سوال خانوادگی:
دوستان! اگر آب دستتونه بگذاريد زمين و فوری بمن بگوييد اين انوشه خانم مجرد است يا متاهل؟زود باشيد کار دارم!
Filed under: Uncategorized | 1 نظر »
نوشته شده در سپتامبر 23, 2006 با mollah
ماه رويت شد:
باطلاع روزه داران عزيز وبلاگستان ميرساند امسال برخلاف سالهای گذشته که مستخدم مسجد را ميفرستاديم پشت بام تا ماه را رويت کند- امسال شخصا به پشت بام رفتيم. آخه سالهای قبل این مستخدم مسجد بهمراه عیال مربوطه از يک هفته قبل میرفتند روی پشت بام و همانجا رخت اقامت و رخت خودشان [...]
Filed under: احکام شرعی | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 22, 2006 با mollah
چرا از ايران خارج شدم؟ (۵)
شهروند نخودی بودن
بچه که بوديم گاهی بزرگترها برای اينکه دل ما را نشکونند و صدای زرزر گريه ما را خفه کنند موقع بازی فوتبال ما بچهها را هم بعنوان بازيکن نخودی در بازيها شرکت ميدادند. اين يک لطفی بود از طرف آنها برای دلخوشی ما . در حقيقت ما [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 21, 2006 با mollah
افتخارات وبلاگی:
حضرت آية الله العظمی حااااج ميرزا نقلعلی حسنی معروف به ملا حسنی کانادایی چند سال پيش در یکی از روستاهای پرشین بلاگ ديده بجهان گشود و از همان دوران شيرخوارگی نمایندگی ولی فقیه را بعده گرفت و به ارشاد و راهنمايی مردم میپرداخت. اينک گوشههايی از افتخارات ملی- مذهبی معظم له را جهت اطلاع [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 20, 2006 با mollah
دين فروشی صداقتنو:
زن- الو؟ مغازه صداقتنو؟حاج قاسم- بله. شما؟زن- ببخشيد من ميخواستم ببينم چقدر ميگيريد گريه مردم رو دربياوريد؟حاج قاسم- ببين خواهر من. اگر دنبال چيز ارزان ميگردی اشتباه اومدی. جنس ما اعلا و درجه يک است. کيفيت برای ما حرف اول رو ميزنه. ما ايزو ۹۰۰۰ هم گرفتیم. خدمات پس از [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 19, 2006 با mollah
من اگر جای پاپ بودم…..
من اگر جای پاپ بودم اينقدر بیسليقگی نميکردم و آن حرفها را به آن شکل نميزدم بلکه اينطوری سخنرانی ميکردم:
بنام پدر- پسر - روح القدس و بقيه برو بچهها
برهمه واضح و مبرهن است که خشونت خيلی خوب است. زندگی بدون خشونت مثل چاقوی بدون تيغه است که ماست را هم [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در سپتامبر 18, 2006 با mollah
چرا از ايران خارج شدم(۴):
یکی دیگر از دلایل خروج از ایران این بود که آقا جان! نمی تونستیم واسه زندگی خودمون برنامه ریزی کنیم.
زندگی در ایران مثل بازی مار و پله است. گاهی یهو میری بالای بالا. گاهی هم یهو از آن بالا با مخ میخوری زمین. البته بیشتر میخوری زمین تا بروی بالا. [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »