يادداشتهای روزانه ۳ (برگرفته از دفترچه خاطرات رئ…

يادداشتهای روزانه ۳
(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)
امروز که از خيابان فردوسی ، حوالی کوچه برلن ، عبور ميکردم چشمم به انبوهی از برادران و خواهرانی افتاد که جلو ساختمانی جمع شده بودند و برای ورود به آنجا صف کشيده بودند. با خودم گفتم اين کدوم سازمان يا اداره دولتی است که مردم را [...]

يادداشتهای روزانه (۲): (برگرفته از دفترچه خاطرا…

يادداشتهای روزانه (۲):
(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)

امروز جلسه هيئت دولت داشتيم. جلسات کابينه را هر هفته در يکی از شهرهای خارج تهران برگزار ميکنيم. جلسه امروز را در محل وضو خانه مسجد جمکران گذاشته بوديم. جلسه خوب و پر باری بود و خيلی از مشکلات کشور را حل کرديم.
در ابتدای [...]

يادداشتهای روزانه (۲): (برگرفته از دفترچه خاط…

يادداشتهای روزانه (۲):
(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)

امروز جلسه هيئت دولت داشتيم. جلسات کابينه را معمولا هر هفته و در يکی از شهرهای خارج از تهران برگزار ميکنيم. جلسه امروز هم در محل وضو خانه مسجد جمکران گذاشته بوديم. جلسه خوب و پر باری بود و خيلی از مشکلات کشور را بحول [...]

گفتگوی تمدنها در فرودگاه تل آويو: مامور کنترل:…

گفتگوی تمدنها در فرودگاه تل آويو:
مامور کنترل: پاسپورت لطفا.
نُقلعلی: من کانادايی ام. يعنی ايرانی بودم کانادايی هم شدم ولی…
مامور: فرقی نميکنه. ما از همه پاسپورت ميخوايم. لطفا پاسپورت تون را بده کنترل کنم. بقيه توی صف منتظرند.
نقلعلی: شما منو نميشناسيد؟ من خيلی آدم مهمی هستم. خيلی معروفم.
مامور: نه. ببخشيد . شما کی هستين؟
نقلعلی: [...]

گفتگوی تمدنها در فرودگاه تل آويو: مامور کنترل: …

گفتگوی تمدنها در فرودگاه تل آويو:
مامور کنترل: پاسپورت لطفا.
نُقلعلی: من کانادايی ام. يعنی ايرانی بودم حالا کانادايی هم شدم ولی…
مامور: فرقی نميکنه. ما از همه پاسپورت ميخوايم. لطفا پاسپورت تون را بده کنترل کنم. بقيه توی صف منتظرند.
نقلعلی: شما منو نميشناسيد؟ من خيلی آدم مهمی هستم. خيلی معروفم.
مامور: نه. ببخشيد . شما [...]

يادداشتهای روزانه (1): (برگرفته از دفترچه خاطر…

يادداشتهای روزانه (1):
(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)

امروز صبح بعد از اقامه نماز صبح کمی خوابيدم. خواب ديدم دوباره رفتم نيويورک. توی سازمان ملل دارم سخنرانی ميکنم. هنوز بسم الله رو نگفته بودم که دوباره هاله ظاهر شد و مرا بغل کرد. در خواب با صدای بلند گفتم: ای هاله جون! قربونت برم. تو [...]

يادداشتهای روزانه (1): (برگرفته از دفترچه خاطر…

يادداشتهای روزانه (1):
(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)

امروز بعد از اقامه نماز صبح کمی خوابيدم. خواب ديدم دوباره رفتم نيويورک. توی سازمان ملل دارم سخنرانی ميکنم. هنوز بسم الله رو نگفته بودم که دوباره هاله ظاهر شد و مرا بغل کرد. در خواب با صدای بلند گفتم: ای هاله جون! قربونت برم. تو [...]

استراتژی جنگی: از: ستاد فرماندهی کل قوا به: کلي…

استراتژی جنگی:
از: ستاد فرماندهی کل قوا
به: کليه يگان های رزمی و بزمی زمينی، هوايی و دريايی
موضوع: استراتژی دفاع در برابر دشمن
بر اساس اطلاعات موثق نيروهای امريکايی و متحدان آنها ،در پی شکلک درآوردن های متعدد رئيس جمهور محبوبمان به جهان، درصددند تا با يک عمليات غافلگيرانه به نظام مقدس ما حمله کنند لذا در اسرع [...]

در اسارت خويشتن (1): (اين يک مطلب جدی است. بيخو…

در اسارت خويشتن (1):
(اين يک مطلب جدی است. بيخود نيش تون رو باز نکنيد)
فرض کنيد همين امروز شما را به يک جزيره متروک و دورافتاده ای در وسط اقيانوس آرام بفرستند تا يه خورده حالتون جا بياد. در آنجا هيچ موجود متحرکی اعم از انسان و حيوان و چرنده و پرنده ای نيست جز وجود [...]

در اسارت خويشتن (۲): از همون لحظه اول که وارد ف…

در اسارت خويشتن (۲):
از همون لحظه اول که وارد فرودگاه مهرآباد ميشويد احساس ميکنيد وارد يک دنيايی پر از “محدوديت” شده ايد. بخشی از اين محدوديتها توسط حکومت ايجاد شده و بخش مهمتر آن توسط آداب و رسوم و فرهنگ و عقيده و دين و مذهب و اخلاق و ….بوجود آمده.
در فرودگاه که [...]