نوشته شده در آگوست 3, 2005 با mollah
چرا خوشحال نباشم؟
سال ۱۳۵۶ يعنی در دوران طوفانی و پرفراز و نشيب انقلاب يک سرگرد شهربانی رئيس کلانتری محله ما بود. اينقدر بی شرف و جلاد بود که انجام هر جنايتی را به او منتسب ميکردند. خيلی از جوانان محل که در جريان تضاهرات دستگير ميشدند از نحوه برخورد خشن و اهانت [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »
نوشته شده در آگوست 3, 2005 با mollah
چرا خوشحال نباشم؟
سال ۱۳۵۶ يعنی در دوران طوفانی و پرفراز و نشيب انقلاب يک سرگرد شهربانی رئيس کلانتری محله ما بود. اينقدر بی شرف و جلاد بود که انجام هر جنايتی را به او منتسب ميکردند. خيلی از جوانان محل که در جريان تظاهرات دستگير ميشدند از نحوه برخورد خشن و اهانت آميز رئيس کلانتری [...]
Filed under: Uncategorized | No Comments »