شعری از ملک الشعرای بهار: ديدم به بصره دخترك…

شعری از ملک الشعرای بهار:

ديدم به بصره دختركي اعجمي نسب
روشن نموده شهر به نور جمال خويش
مي‌خواند درس قرآن در پيش شيخ شهر
[...]

142

سال خروس و همبستری ملی:

خروس: اين چه دسته گلی بود که با اون فيل نر خر آب دادی؟؟
مرغ: خودت گفتی سال ۸۴ سال همبستری ملی اعلام شده
خروس: همبستری نه - همبستگی
مرغ: فرقی نميکنه. نتيجه اش در عمل و بعد از عمل يه چيز ميشه

141

آموزش خياطی:
خانم های عزيز و محترم. امروز ميخواهيم طرز برش و دوخت شورت مامان دوز را برای شما آموزش بديم:
يک پارچه گل گلی قرمز يا صورتی را انتخاب کنيد و آن را تا کنيد بطوريکه لبه های آن روی هم قرار بگيرد. حالا با مداد يا صابون يک ۸ بزرگ در وسط آن بکشيد [...]

140

آموزش پنچرگيری :
يکی از دوستان در کامنت دونی ما انتقاد کرده که چرا اصولا در وبلاگهای سياسی همه اش فحش و فحش کاری به مقامات کشور است و هيچ مطلب آموزنده ای در اين نوشته ها ديده نميشود.
از آنجا که ما آدمی مردم سالار و منطقی هستيم و به نظرات خوانندگان اهميت ميدهيم تصميم داريم [...]

139

پيام نوروزی:
يا مقلب القلوب والبصار يا محول الحول و النهار حول حالنا الی احسن حال
من اين عيد سعيد را به شما تبريک ميگويم. سال جديد سال خروس است . البته خروس اسلامی. بحمدلله مملکت ما همه چيزش اسلامی بايد باشد لاکن خروسش هم بايد اسلامی باشد مرغش هم اسلامی باشد جوجه موجه هايش [...]

138

به چه می نگری؟؟

فرق بيجه با ميجه!( مرتضوی):
- بيجه اطفال معصوم را ميکشد و ميجه آزادی را
- بيجه جنون جنسی داشت و ميجه جنون قدرت
- بيجه عقده هايی از دوران کودکی داشت و ميجه نيز عقده هايی از دوران اصلاحات
- بيجه عصاره سياستهای اجتماعی بعد از انقلاب است و ميجه عصاره سياستهای ولايت [...]

137

نظارت استصوابی بوسیله نخ:

قرار شده از این پس بک نخی به اون قسمت از بدن نمایندگان وصل کنند و سر نخ ها را به دست آقای جنتی بدهند تا هر وقت نماینده ای با دیدن یک خبرنگار زن در راهروهای مجلس از خود بیخود شد اون نخ تکان بخورد و آقای جنتی اون نخ [...]

136

خبرنگاران طناز:
مقدمه
يکی از راه يافته های مجلس هفتم گفته اين خبرنگاران زن وقتی با ما مصاحبه ميکنند عشوه گری ميکنند و ما از خود بیخود میشویم و حرفهایی میزنیم که نباید بزنیم!
جالب است که اين سخن بطور زنده از راديو مجلس هم برای دنيا پخش شد و دنيا فهميد که ما با چه [...]

135

سفرنامه(۳):
آقا - مملکت رو آب برد!

طهران را پنج دروازه باشد به اسامی:
دروازه دولت -دروازه دولاب-دروازه غار-دروازه قزوين -دروازه شميران که هر قشر از دروازه خود عبور کنند که شرح آن در فصول بعد خواهد آمد.
و اما شهر برج و بارو ندارد ليکن عمارات مرتفع است که از بارو درازتر و عالی تر است [...]

134

سفرنامه (۲):
نعمت خفيه
بدان و آگاه باش که نعمت های خداوند عالميان دو قسم است يا ظاهری است يا باطنی که متکلمين آن را نعمت خفيه گويند . نعمت خفيه آن است که قدر او را ندانستی تا آنکه آن را از دست دهی که شيخ ما عليه الرحمه فرمود قدر عافيت کسی داند که به [...]